دست نوشته های یک بسیجی دوران دفاع مقدس
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
تجلی رحمت واسعهی حق
امام عصر (عج) تجلی رحمت واسعهی حق است . باید نمودها و جلوههای محبت و مهر او را به همهی انسانها، به ویژه دوستداران آن امام نشان داد .
ادامه مطلب
بررسی این نمونهها، در شرایط امروز و برای انسان خستهی معاصر، از اهمیت مضاعفی برخوردار است; چه این که بسیاری، به جای مهر، بر قهر آن امام همام تاکید ورزیدهاند .
در یک بررسی کوتاه، بیست و شش نمونه از محبتهای آن کاروان سالار قبیلهی مهر را برشمردهایم و آنها را در سه عنوان «یاد» و «مدد» و «دیدار» ، جمعبندی کردهایم .
السلام علیک ایها الرحمة الواسعة . (1)
ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط سیدعلی
| 23:31 | پنجشنبه سیزدهم دی 1386
•
عشق دلبر
|
|
|
|
|
|
باز دل ما را هوايي ميکند
باز ميل پرگشايي ميکند
گشته مجنون و پر از سودا شده
وه چه شوري اندر آن پيدا شده
امشب اين دل باز مستي ميکند
در خيالم پيش دستي ميکند
عشق دلبر باز غوغا کرده است
کاين چنينم مست و شيدا کرده است
ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط سیدعلی
| 2:48 | جمعه سی ام آذر 1386
•
باغ آشنایی
باغ آشنایی
| ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی |
| چه کنم؟ که هست اینها، گل باغ آشنایی! |
| همه شب نهادهام سر، چو «بندگان»بر آستانت |
| که رقیب در نیاید به بهانهی گدایی! |
| مژهها و چشم یارم، به نظر چنان نماید |
| که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی! |
| درِ گلسِتان چشمم ز چه رو همیشه بازست؟ |
| به امید آن که شاید تو به چشم من درآیی |
| سرِ برگِ گل ندارم، به چه رو روم به گلشن؟ |
| که شنیدهام ز گلها، همه بوی بیوفایی |
| به کدام مذهبست این؟ به کدام ملّتست این؟ |
| که کُشند عاشقی را، که تو عاشقم چرایی؟! |
| به طواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند |
| که برونِ در چه کردی که درون خانه آیی؟! |
| در دیر میزدم من، که یکی ز در درآمد |
| که درآ درآ "عراقی" که تو خود حریف مایی! |
فخرالدین عراقی
!! نوشته شده توسط سیدعلی
| 3:9 | یکشنبه هجدهم آذر 1386
•
بسيج لشكرمخلص خداست.معماركبيرانقلاب حضرت امام خميني رحمه الله عليه
">

