چهرواقعی کروبی
شخصيت يك معناي اصطلاحي هم خصوصاً در كشورما و پس از انقلاب يافته است كه معمولاً مضاف براي انقلاب و نظام ، مملكت ، كشور ، دولتي و ... نيز قرار مي گيرد.يكي از القاب قابل احترام در پس از انقلاب تركيب " شخصيت انقلابي" است كه نشان دهندۀ هويت انقلابي اشخاص مي باشد كه تاكنون هم چيزي از بار ارزشي آن كاسته نشده و شخصيت انقلابي به كساني اطلاق مي شود كه در خط راستين انقلاب و نظام مبتني بر حاكميت ولايت فقيه باشند.
اما شخصيت ها نيز مانند اشخاص ممكن است كه به مرور زمان – البته با نسبت كوتاه مدت يا دراز مدت – دچار تغيير هويت و استحاله شوند و ديگر آن بار شخصيتي گذشته را نداشته باشند. يعني به صورت آرام و بطئي شخصيت هايي مثبت به شخصيت هايي منفي تبديل گردند و يا مثلاً شخصيتي انقلابي به شخصيتي ضد انقلابي بدل گردد. طبيعي است كه ملاك و معيار تشخيص انقلابي و ضد انقلابي يا ارزشي همان معيارهاي انقلاب و ارزش ها و افكار عمومي مردم انقلابي و ارزشمدار كه به اين موارد اعتقاد و باور دارند مي باشد.
ادامه مطلب
هشدار یک مقام اطلاعاتی درباره اعترافات متهمان كودتاي مخملي
اين مقام ارشد اجرايي- سياسي با تاكيد بر اينكه تمامي اعترافات اين متهمين مستند به جلسات و اسنادي است كه از آنها به دست آمده، ليكن از بيم ادامه تحقيق در مورد برخي سوابق و فعاليتهاي اين افراد، آنها سطح رويي و ابتدايي توطئههاي خود عليه نظام را معترف شدند. در حالي كه مطالعه سوابق آنها زواياي تاريكي وجود دارد كه هنوز روشن نشده است.
وي افزوده است: ارتباط آنها در قضيه قتلهاي زنجيرهاي، ماجراي مهدي هاشمي معدوم، انفجار نخست وزيري، انفجار حزب جمهوري اسلامي، ترانزيت مواد مخدر و اسلحه و... از زواياي تاريك سوابق اين افراد است.
وي اضافه كرده است: به طور مشخص آقاي عطريانفر بايستي در مورد زواياي تاريك باند مهدي هاشمي، بهزاد نبوي در مورد ارتباط با مهدي هاشمي معدوم و انفجار نخست وزيري، سعيد حجاريان در مورد قضيه قتلهاي زنجيرهاي و... پاسخگو باشند.
اين مقام ارشد اجرايي- سياسي تاكيد كرد: اعترافات متهمين كودتاي مخملي بدون هيچ گونه فشاري حكايت از آن دارد كه آنها در برنامهاي از پيش تعيين شده، نهادهاي اطلاعاتي- امنيتي كشور را در يك پروژه فريب قرار دادند و كنه و ريشه ماجراهايي كه موجب فتنه هاي بسيار در اين كشور شده را پنهان مي كنند.
کلاهبرداری اصلاح طلبان در پوشش مبارزه با اعتياد
بر اساس گزارش دريافتي ، کمپ مذکور وابسته به تشکلي موسوم به موسسه جمعيت مبارزه با اعتياد بوده و سال ها پيش به دبير کلي سهيلا جلودارزاده کار خود را به بهانه درمان معتادان آغاز کرد که البته فهرستي از تخلفات و سوء استفاده هاي مالي اين جمعيت در دست بررسي است که از جمله آن مي توان به تملک ساختمان اماني متعلق به نهاد رياست جمهوري و استفاده تجاري از آن به جاي درمان معتادان اشاره کرد . جمعيت مبارزه با اعتياد همچنين در اقدام غيرقانوني و بدون اطلاع وزارت بهداشت و سازمان بهزيستي در قبال صدور مجوز براي شعبات استاني و شهرستاني از هر يک از شعبات مذکور مبالغ کلاني دريافت مي کرد.
ادامه مطلب
بدترين وزيران حکومت
عهدنامه امام علي(عليهالسلام) به مالک اشتر(2)
بدترين وزيران تو، كسى است كه پيش از تو وزير بدكاران بوده و آن كه در گناهان آنان شركت نموده. پس مبادا چنين كسان محرم تو باشند كه آنان ياوران گناهكارانند، و ستمكاران را كمك كار، و تو جانشينى بهتر از ايشان خواهى يافت كه در راى و گذاردن كار چون آنان بود، و گناهان و كردار بد آنان را بر عهده ندارد. آن كه ستمكارى را در ستم يار نبوده، و گناهكارى را در گناهش مددكار. بار اينان بر تو سبكتر است، و يارى ايشان بهتر، و مهربانىشان بيشتر و دوستىشان با جز تو كمتر. پس اينان را خاص خلوت خود گير و در مجلسهايت بپذير، و آن كس را بر ديگران بگزين كه سخن تلخ حق را به تو بيشتر گويد، و در آنچه كنى يا گويى[و خدا آن را از دوستانش ناپسند دارد] كمتر يارىات كند. و به پارسايان و راستگويان بپيوند، و آنان را چنان بپرور كه تو را فراوان نستايند، و با ستودن كار بيهودهاى كه نكردهاى خاطرت را شاد ننمايند، كه ستودن فراوان خودپسندى آرد، و به سركشى وادارد.
و مبادا نكوكار و بدكردار در ديدهات برابر آيد، كه آن رغبت نكوكار را در نيكى كم كند، و بدكردار را به بدى وادار نمايد. و درباره هر يك از آنان، آن را عهدهدار باش كه او بر عهده خود گرفت، و بدان كه هيچ چيز گمان والى را به رعيت نيك نيارد، چون نيكيى كه در حق آنان كند و بارشان را سبك دارد. و ناخوش نشمردن از ايشان، آنچه را كه حقى در آن ندارد بر آنان. پس رفتار تو چنان بايد، كه خوشگمانى رعيت برايت فراهم آيد كه اين، رنج دراز را از تو مىزدايد، و به خوشگمانى تو آن كس سزاوارتر كه از تو بدو نيكى رسيده و بدگمانيت بدان بيشتر بايد كه از تو بدى ديده.
و آيين پسنديدهاى را بر هم مريز كه بزرگان اين امت بدان رفتار نمودهاند و مردم بدان وسيله به هم پيوستهاند، و رعيت با يكديگر سازش كردهاند، و آيينى را منه كه چيزى از سنتهاى نيك گذشته را زيان رساند، تا پاداش از آن نهنده سنت باشد و گناه شكستن آن بر تو ماند .
ادامه مطلب
اولین کابینه در ایران
سفرهای ناصرالدین شاه به اروپا و آشنایی او با اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی آن دیار تاثیراتی در او گذاشت و سبب شد که وی در تداوم اصلاحاتی که از زمان امیر کبیر در ایران آغاز شده بود، راغب تر شود. از جمله اقداماتی که ناصر الدین شاه در راستای اصلاح نظام سیاسی در ایران انجام داد، ایجاد وزارت خانه و تشکیل اولین هیئت دولت با نام دارالشوری کبری در ایران بود.
ناصرالدین شاه قبلا در سال 1275 هجری دستور داد که کارهای دولتی که تا آن زمان مستقیما زیر نظر شاه اداره می شد، بین شش وزارتخانه تقسیم شود: وزارت داخله، خارجه، جنگ، مالیه، عدلیه، وظایف و علوم. در این مرحله وزیران در برابر صدر اعظم مسئولیت نداشتند و از شخص شاه دستور می گرفتند. مجلسی به نام «دربار اعظم» یا «دار الشوری کبری» با عضویت صدر اعظم و وزیران و شاهزادگان بزرگ و چند تن از رجال و اعیان تشکیل گردید تا در باب اجرای اموری که دستور آن از سوی شخص شاه صادر می شد، مشورت کنند. اما بدیهی است که این مجلس فقط با امور و مسائلی موافقت می کرد که اراده شاه به آنها تعلق گرفته بود. تعداد وزارتخانه ها تا 1283 هجری، به هفت وزارتخانه افزایش یافت.
پس از سفر اول به اروپا، در 1291، مجددا وزارتخانه ها را ادغام کرده و به 6 کاهش داد و هر روز هفته را برای ارائه گزارش و رسیدگی به یکی از وزارتخانه ها اختصاص داد. سه سال بعد نیز به دستور ناصر الدین شاه، حاج میرزا حسین خان، سپهسالار اعظم، مقرراتی مربوط به حدود تکالیف و اختیارات وزیران و عمال عالی رتبه و فرماندهان سپاه با عنوان «قانون»، تدوین نمود و شاه دستور اجرای آن را صادر نمود.
از جمله اقداماتی که ناصر الدین شاه در راستای اصلاح نظام سیاسی در ایران انجام داد، ایجاد وزارت خانه و تشکیل اولین هیئت دولت با نام دارالشوری کبری در ایران بود
و در سال 1298 هجری و پس از سفر دوم ناصر الدین شاه، باز هم تغییراتی در ساختار دولت به وجود آمد؛ مجموع وزارتخانه ها به نه وزارتخانه رسید و البته بر اختیارات صدر اعظم و وزرا افزوده شد. دستخط شاه در این باره به این شرح است:
« چون اعظم امور دولت، نظم مملکت و سرحد آسودگی رعایا و رفع ظلم و ستمِ شریکی در میان آنها و انتظام مهام قشون و قورخانه و مهمات عسگریه و سایر شعب و ادارات است و ایجاد انتظام این مهام در خارج و تشکیل قوانین و تدبیرات لازمه آن منوط به اجرای سریعه نافذه احکام مفیده و تشبثات صحیحه دولت است و آن اجرای احکام و استحکام مبانی افکار صایبه هم منوط به وجود وزرا و نوکرهای صاحب تجربه دولتخواه عاقل کامل باغیرت است، لهذا به موجب این دستخط که خودمان می نویسیم اختیار و اقتدار کامل می دهیم به وزرای منتخبین حالیه دولت که در مجلس دربار اعظم حکم به جلوس فرموده ایم که از این تاریخ به بعد در هر قسم از امور دولت از جزیی و کلی، مختار و مجار و قادر خواهند بود که قرار هایی که متضمن خیر و صلاح دولت و ملت باشد بگذارند. آنچه را که آنها صلاح دانسته و به عرض برسانند قبول فرموده و رد نخواهیم کرد و نفاذ امر قدرت سلطنت را به هیات این مجلس اعطا می فرماییم که انشاءالله تعالی آنچه منظورات و مقصودات دولت در ترقی امور ملک و ملت متصور است، در اجرای احکام به عرصه ظهور بروز آورده، خاطر ما را از حسن خدمات و خیر اندیشی های خودشان خرسند و مسرور نمایند و حسن ظن و التفات ما را نسبت به خودشان روز به روز زیادتر کرده و اعمال نیک خود را بر همه ظاهر نمایند.»
یک سال بعد از این فرمان، شاه وزارتخانه ها را به سیزده افزایش داد و ساعاتی معینی در هر هفته به رسیدگی به امور هر وزارتخانه اختصاص داده شد. دار الشوری کبری دولتی، روزهای شنبه و سه شنبه هر هفته تشکیل می شد و تعداد اعضای آن ( شامل وزرا و شاهزادگان و عمال ارتش و بزرگان) تغییر می کرد.
برقراري ارتباط تاجزاده، حجاريان، هاديان، سمتي و عطريانفر با بنيادهاي انقلاب رنگي
وي افزود: عوامل اصلي اغتشاشات اخير مجموعه دستگاههاي پنهان و نيمهپنهان و حتي مخفي و سرويسهاي اطلاعاتي آمريكا و برخي كشورهاي غربي بودند و انتخابات يك بهانه و فرصتي براي براي اجراي يك نوع برنامه از پيش تعيين شده براي اجراي انقلابهاي انتخاباتي بود كه با استفاده از تاكتيكهاي مختلف همچون ايجاد شبهه در خصوص صيانت از آرا و زير سئوال بردن نظام انتخاباتي و نهادهاي برگزار كننده انتخابات، پيگيري شد.
"ريشه اين شورشها و عملياتها به گذشته دور برميگردد كه نهادهايي در آمريكا از 40 سال قبل براي پيشبرد برنامههاي براندازانه در قالب ترويج دموكراسي يا تغيير رژيمها تاسيس شدند و منشاء تفكر و ايدئولوژي آنها چندين اتاق فكر در آمريكا مانند موسسه رند، ميراث آمريكايي و پروژه قرن جديد آمريكاست كه تلاش ميكنند ايدئولوژي آمريكايي را به عنوان ايدئولوژي برتر مطرح كنند ".
كيان تاجبخش گفت: از سال 1983 يعني چهار سال بعد از انقلاب اسلامي در ايران نهادهاي آشكاري همچون صندوق حمايت از دموكراسي كه در زمان رياست جمهوري رونالد ريگان تاسيس شد، براي پيشبرد برنامههاي براندازي در قالب پيگيري دموكراسي و حقوق بشر به وجود آمد و در كنار اين نهادها نيز، نهادهايي نيمه پنهان و حتي پنهان فعال شدند و تقريبا از 10 سال قبل افراد و احزابي در داخل ايران با فعالان سياسي داخل آمريكا به مذاكرات پنهان پرداختند.
اين متهم اغتشاشات اخير افزود: كساني كه از طرف غربيها براي گفتگو به غرب دعوت مي شدند، از سوي بنيادهايي مانند سوروس و راپيفلر حمايت مالي شدند و هر چند وقت يك بار در سوئد و سوئيس دور هم جمع مي شدند و در قالب پروژه رديف 2 با هم گفتگو داشتند.
وي ادامه داد: از آنجا كه ارتباط رسمي ديپلماتيك بين ايران و آمريكا برقرار نيست و بالتبع امكان مذاكره بين دو كشور وجود ندارد، نهادهاي آشكار و پنهان و حتي نيمه پنهان آمريكايي اتصالات بين احزاب اصلاح طلب و گروههاي همسو در آمريكا را با هماهنگي سرويس هاي اطلاعاتي و كاخ سفيد بر عهده داشتند
"عوامل مستقيم فعال در پروژه رديف 2 آقايان ناصر هاديان و هادي سمتي از اساتيد دانشگاه بودند كه به سوئد و سوئيس ميرفتند و جريانات ديگر يعني احزاب سياسي اصلاح طلب مانند حزب مشاركت نيز از طريق اين افراد با نهادهاي آمريكايي ارتباط برقرار ميكردند و اشخاصي چون مصطفي تاجزاده و سعيد حجاريان از طريق عوامل پروژه مذكور در قالب پروژههاي تحقيقاتي و عملياتي با بنياد سوروس و ديگر موسسات فعال در عرصه انقلابهاي رنگين ارتباط برقرار ميكردند ".
به گفته كيان تاجبخش بازگشت به 20 سال پيش نشان مي دهد كه محمد عطريانفر از سران حزب كارگزاران در سال 75 به دعوت بنياد سوروس در راس يك هيئت رسانه اي به آمريكا سفر كرد و در آنجا با شخص آقاي سوروس ملاقات كرد و روند تعامل اصلاح طلبان با موسسات آمريكايي از همانجا آغاز شد.
وي افزود: خانم فاطمه حقيقتجو از سوي آقاي سوروس بورسيه تحصيلي براي يك سال تحصيل در يكي از دانشگاههاي آمريكا گرفت و بيشتر دعوت ها به واشنگتن از افراد مختلف در حوزههاي گوناگون از طرف خانم هاله اسفندياري در موسسه وود روويلسون صورت مي گرفت و بيشتر برنامه ايران از طرف موسسه روويلسون و سوروس و كارنگي و پيفلر بود كه در اين ميان موسسه ويلسون ابتدا خود را غير دولتي و مستقل جلوه ميداد اما واقعيت اين بود كه اين موسسه محصول كنگره آمريكا بود.
كيان تاجبخش اضافه كرد: ارتباط ويلسون و سوروس نزديك است و آقاي سمتي 3 سال بورسيه ويلسون بود و آقاي هاديان هم 2 سال بورسيه گري سيك در دانشگاه نيويورك بود و اين برنامه از مدت ها قبل شكل گرفته بود.
متهم اغتشاشات اخير در بخش ديگري از اين نشست خبري در خصوص انقلابهاي رنگين اظهار داشت: انقلاب رنگي موضوعي است به تازگي در ادبيات سياسي جاي گرفته كه در واقع دعوايي بين جناحهاي سياسي است كه در راس قدرت قرار دارند كه گرجستان به نمادي از اين نوع انقلابها تبديل شده اما شرايط جمهوري اسلامي با كشورهاي ديگر در اين زمينه كاملا متفاوت است.
وي افزود: دليل عدم موفقيت انقلاب رنگي در ايران محبوبيت انقلاب اسلامي و علاقمندي طيف گسترده مردم به جمهوري اسلامي و ولايت فقيه و حفظ استقلال جمهوري اسلامي در طول 30 سال گذشته بوده است و اگر ايرانيها قدردان ثبات امنيت در كشور خود نباشند، به آرمان هاي انقلاب 57، آرمان هاي بنيانگذار نظام و تلاش هايي كه مردم براي ايجاد امنيت در كشور خود انجام داده اند و به خون شهدا ظلم كرده اند.
كيان تاجبخش با بيان اينكه شرايط اجتماعي و سياسي ايران به گونهاي است كه مردم همواره در صحنه هستند، ادامه داد: تفاوت جمهوري اسلامي با ديگر كشورها تعارض عميق ميان فلسفه سياسي مردمسالاري ديني و ليبرال دموكراسي غربي است ولي اصلاح طلبان سياسي از 15 سال قبل در اين زمينه دچار تناقض شديد شده اند.
"جمهوري اسلامي بر مبناي يك حركت ديني و ملي و تاريخي و سنتي پايهگذاري شده و يكي از مشكلات اين است كه در دعوت گسترده از سران جريان سياسي اصلاح طلب، شعارها و محورهاي جريان اصلاح طلبي سياسي مانند جامعه مدني و دموكراسي و حقوق بشر كه در تعارض با افكار امام بود، باعث سردرگمي اصلاح طلبان و سردرگمي و فريب افراد شد ".
كيان تاجبخش يادآور شد: آقاي احمدينژاد در آخرين فراز نامه خود به جورج بوش نوشته بود كه بين ليبرال دموكراسي غربي تعارض و تناقض با محورها و اركان نظام جمهوي اسلامي وجود دارد و جمهوري اسلامي كه بر جوهره ولايت فقيه استوار است، با نظام غربي تفاوت دارد و پايبندي اكثريت قاطع مردم ايران به فلسفه سياسي جمهوري اسلامي باعث مي شود انقلاب رنگي در ايران با اقبال مواجه نشود و شكست بخورد.
اين متهم اغتشاشات اخير گفت: سازمان هاي آشكار دولتي آمريكايي مانند NED در كشورهايي فعال هستند كه آمريكا در آنجا حضور رسمي دارد و ميتواند دفتر ترويج دموكراسي را بازگشايي كند اما در ايران كه آمريكا پايگاه رسمي ندارد، بايد از نهادهاي پوششي استفاده كند و ورود بنياد سوروس در پروژه ايران از اين جهت بود.
وي افزود: بنياد سوروس براي اينكه بتواند در حوزه ايران فعاليت كند نياز به مجوز دولتي آمريكا داشت كه البته آمريكاييها به دليل تحريم ايران به راحتي مجوز نميدهند اما باوجود اختلاف نظر ميان شخص سوروس و بوش به سادگي اين مجوز به بنياد سوروس اعطا شد و حتي در اين زمينه با كاخ سفيد، وزارت خارجه و پنتاگون و سيا هماهنگي شده بود.
كيان تاجبخش ادامه داد: ورود سورس و جريانات مشابه به ايران عملا از دو بستر احزاب اصلاح طلب و NGOهاي همسو با تفكر و ارزشهاي غربي صورت گرفته و در يك مورد سهراب رزاقي از دوستان آقاي حجاريان از سوروس بيش از 300 ميليون تومان براي يك عملياتي كردن يك برنامه 5 ساله دريافت كرده كه اين رقم از طريق يكي از موسسات پوششي هلندي پرداخت شده بود.
وي در پايان با تاكيد بر اينكه عوامل اصلي اغتشاشات اخير مستيم يا غيرمستقيم با مجموعه شبكهها و نهادهاي غربي مرتبط بودند، از هر گونه رابطه و همكاري با اين مجموعهها اظهار پشيماني و از رهبر معظم انقلاب و مردم تقاضاي عفو كرد و افتادن در دام نهادهاي آمريكايي را ناشي از عدم درك اصلاحطلبان از اختلاف ميان دموكراسي ليبرال غربي و مردم سالاري ديني دانست.
ابطحي عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون: تقلب اسم رمز آشوب بود(1)
محمد علي ابطحي عضو مجمع روحانيون مبارز كه اخيرا بازداشت شده بود در اولين جلسه رسيدگي به جرائم متهمان سياسي حوادث بعد از انتخابات كه صبح امروز شنبه برگزار شد، طي سخناني با اشاره به كيفر خواستي كه از سوي معاون دادستان تهران در ابتداي جلسه بيان شد، گفت: همه صحبتهايي كه معاون دادستان مطرح كرد، بنده قبول داشتم اما مسائلي را بايد مطرح كنم.
وي افزود: چند نفر از دوستان مسائلي را در خصوص اصل مسئله انتخابات مطرح كردند، انتخابات واقعا فوقالعاده بود 40 ميليون نفر مسئلهاي نبود كه بتوان از كنار آن به راحتي گذشت.
عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح كرد: بنده شخصا از معدود كساني بودم كه در موضوع انتخابات با حضور موسوي موافق نبودم. سال 84 كه وي براي حضور در انتخابات مطرح شده بود، بنده مخالفت كردم چرا كه اين مقطعي كه وي در سيستم حكومتي حضور نداشت، ميتوانست توهماتي براي موسوي ايجاد كند كه اين توهمات به كشور آسيب ميزد.
ابطحي ادامه داد: انتخابات دور دهم، انتخابات متفاوتي بود و شايد انتخاباتي بود كه دو تا سه سال براي آن كار شده بود و تصور ميكنم كه اصلاحطلبان پس از شكست در سه انتخابات براي به نوعي محدود كردن مقام معظم رهبري و اعتقادات مردم حركت كردند.
وي خاطرنشان كرد: بنده اعتراف ميكنم كه بخش عمدهاي از سفرهاي خاتمي به عنوان سفرهاي تبليغي بود كه اين سفرها بتواند توجهات را معطوف به وي كرده و خاتمي را تنها شانس پيروزي در انتخابات ايران مطرح كنند.
عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه تاكيد كرد: اصليترين اتفاقي كه در اين انتخابات افتاد و البته در طول برگزاري، قبل و بعد از انتخابات هم مطرح بود، مسئله تقلب است. بنده البته جايي مطرح كردم كه تقلب يك اسم رمز آشوب شده است كه در آن لشكرسازي براي تقلب وجود داشت و تمرين پهن شدن مردم هم در خيابانها هم در آن موجود بود.
وي افزود: تمرين نگه داشتن گسترده مردم در خيابانها در چارچوب تقلب بود كه ميتوانست معنا پيدا كند.
ابطحي اظهار داشت: آنچه كه معاون دادستان به عنوان انقلاب رنگي يا مخملي عنوان كردند بنده فكر ميكنم ظرفيت آن در كشور وجود داشت البته نميدانم كه نيت آن واقعا وجود داشته يا نه ولي اگر اين ظرفيت در كشور ضعيفتري موجود بود، موفق ميشد و در خصوص رسانه هم بايد گفت كه رنگ سبز بيشتر تبديل به يك رسانه شده بود.
وي گفت: اينكه هنوز نتايج انتخابات مشخص نشده و موسوي خود را به عنوان رئيسجمهور ايران معرفي ميكند و البته خاتمي هم در اين بين به وي تبريك ميگويد نشاندهنده نوعي تفاوت ديدگاه در بحث تقلب است.
عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه افزود: تقلب واقعا در ايران وجود نداشت چرا كه در انتخابات سال 84 وقتي فاصله كروبي و احمدينژاد كمتر از نيم ميليون بود، وزارت كشور خاتمي نپذيرفت كه كلمه تقلب مطرح شود لذا كروبي تخلف در انتخابات را مطرح ميكرد و بنده تعجب ميكنم كه در اين انتخابات با وجود اختلاف 11 ميليوني چگونه بحث تقلب پذيرفته مي شود.
اين در حالي است كه همانهايي كه 500 هزار اختلاف را تقلب نميخواندند،امروز 11 ميليون فاصله را تقلب ميخوانند.
ابطحي اضافه كرد: همه ما در مصاحبههاي مختلفي گفته بوديم كه در بدترين شرايط بين يك تا دو ميليون بيشتر امكان تقلب وجود ندارد.فلذا ميگفتيم كه اگر بتوانيم از اين ميزان عبور كنيم كانديداي ما در انتخابات پيروز ميشود؛ واقعا ما اصلاحطلبان در بسياري از موارد صداهايي را كه بايد ميشنيديم، نميشنيديم يا صداي همه را نميشنيديم و در واقع صداهاي جامعه متوسط به بالا را ميشنيديم و در واقع اين توهم،توهم بزرگي بود كه موسوي پيدا كرده و احساس ميكرد كه تقلب 11 ميليوني امكان پذير است.
يکي دیگر از متهمان پروندهاغتشاشات اخير درجلسه دادگاه با بيان اينکه "اينجا آمده ام خود را بشکنم و بگويم عضو نظام هستم" گفت: دو اصل مهم ولايت فقيه و نظام اسلامي بي رحمانه مورد هجمه برخي گروه ها و جريانات حزبي قرار گرفت.
"محمد عطريانفر" در نخستين جلسه دادگاه متهمان پرونده اخير اغتشاشات با اشاره به سوابق رسانه اي خود اظهار داشت: درباره جزئيات توان سخن گفتن ندارم چون از سال 86 در حوزه جريان اصلاحي دچار تنوعي ترديد و نوعي نگاه نگران بودم.
وي تصريح کرد: از آغاز مجلس ششم حجم تبليغات عليه آقاي هاشمي رفسنجاني آغاز وبيش از سه تا چهار هزار مقاله عليه ايشان مطرح شد.
عطريانفر با بيان اينکه مجلس نقطه کانوني براي تصويب قوانين کشور است: گفت: از همان سالها دغدغه هايي در وجود من بوده و لذا در دوره اصلاحات يا سکوت کردم يا نقد.
وي گفت: روزي به "سعيدحجاريان" گفتم شيوه اي که در روزنامه صبح امروز در پيش گرفته ايد درست نيست ممکن است به توهين به مقدسات برسد.
عطريانفر افزود: از مقطعي که امام رحلت کرد روحيه تشخص گرايي ظهور يافت و برخي کساني که اين روحيه را داشتند فکر کردند صحنه انتخابات صحنه روياروي مردم و رهبري است و طوري وانمود کردند که قانون ، مردم و مردم سالاري مقابل ولايت فقيه است.
وي گفت: در پناه دوم خرداد اتفاقي که به نام نظام افتاد از اين فضا، عامدانه يا سهوي ،تلقي خطا کرديم.
وي خاطرنشان کرد: به همه کساني که در جايگاه نخبگي قرار مي گيرند بايد بگويم که بايد درون و برون ما يکي باشد و نفاق نداشته باشيم.
عطريانفر با اشاره به اينکه اعتراف را اعلام مي کنم ، اظهار داشت: کساني که مي خواهند موضوع مطلقه را از ولايت فقيه بگيرند و آن را در چارچوب خود تفسير کنند در حقيقت مي خواهند معنويت نظام را بگيرند لذا بايد وجه مطلقيت را بپذيريم و به آن استحکام بدهيم.
وي با نقد صريح و جدي جبهه مشارکت گفت: ما که ادعا مي کرديم نياز به حجم بيشتري از همراهان داريم چرا فشار آورديم کانديداهاي سازماني معرفي کنيم، دليل آن اين است که غرور سازماني وجود داشت.
وي افزود: بدليل تقابل هايي که شکل گرفت ما دچار نوعي نفاق شديم و دشمنان سوء استفاده کردند، اگر ميداني براي توسعه احزاب و انجمن ها مي يابيم زماني رويکرد شان قابل قبول است که براساس مبناي نظام باشد.
عطريانفر در ادامه سخنان خود يادآور شد: با صداي بلند اعلام مي کنم هر گروه راديکال و هر جرياني تحت هر نام اعم از اصلاح طلب و غيره، کند رو و تند رو که رفتار و گفتار و سکوتشان در جريان تضعيف نظام بوده ، پايان رفار سياسي خود را اعلام و عذر خواهي کند.
وي همچنين با طرح اين سوالات که چرا برخي گفتني ها را در گذشته نگفتيم و آيا رفتارهاي ما خيانت بار و ضد امنيتي بوده است، افزود: نظام آن قدر قدرت دارد که با تحرک چهار گروه سياسي اتفاقي برايش نمي افتد.
وي گفت: يکي از بازجوها در جريان بازجويي به من گفت: شما شبيه پيستون هاي نظام هستيد ولي گاهي اوقات ريپ مي زنيد.
عطريانفر افزود: به عنوان يک کارشناس انتخابات اعلام مي کنم ما دچار خلط مبحث فارغ از بازي هاي سياسي شديم و بايد يک بار ديگر گذشته خود را مرور کنيم زيرا نظام و رهبري دوست ندارند ما دفع شويم.
وي تاکيد کرد: تلقي تقلب و تخلف از اين انتخابات خارج است و هر جرياني که دچار مصيبت شده خارج از رويکرد دادگاه بايد از رويکرد خود برگردند.
پس از سخنان عطريانفر چند تن ديگر از متهمان اين پرونده از جمله مهرداد اصلاني ، رضا خادمي، محسن جعفري و ورشويي نيز که به اخلال در نظم عمومي و اقدام عليه امنيت ملي همکاري با منافقين و رسانه هاي بيگانه متهم هستند، اظهار پشيماني کرده و در خواست عفو نمودند.
براساس اين گزارش، جلسه رسيدگي به اتهامات بيش از 30 نفر از متهمان اغتشاشات اخير از ساعت 9 و 5 دقيقه صبح امروز با تلاوت آياتي از کلام الله مجيد در شعبه 15 دادگاه انقلاب آغاز شد و تا ساعت 12 و 30 دقيقه ادامه داشت.
"عبدالرضا محبتي" نماينده دادستان در جلسه دادگاه کيفر خواست عمومي صادره متهمان را که حدود دو ساعت طول کشيد قرائت کرد"
اين گزارش حاکيست: پس از اتمام اولين جلسه دادگاه مصاحبه مطبوعاتي برگزار شد که در آن محمد عطريانفر و محمدعلي ابطحي نيز به سووالات خبرنگاران پاسخ دادند قرار است مصاحبه مطبوعاتي کيان تاجبخش و مازيار بهاري تا دقايقي ديگر آغاز شود.
نقدی بر اقدام عجیب احمدی نژاد
ترجیح می دهم .»شهیدمظلوم آیت الله دکتربهشتی(ره)
در اقدامی عجیب آقاي احمدي نژاد در واپسين روزهاي کاري دولت نهم ، چهار نفر از وزيران خود را به طور ناگهاني برکنار کرده است . محسني اژه اي وزير اطلاعات ، صفار هرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ، جهرمي وزير کار و امور اجتماعي و لنکراني وزير بهداشت و درمان ، افرادي هستند که تنها هشت روز مانده به پايان کار دولت ، از کار برکنار شده اند ( نام دو وزير اول در رسانه هاي بيشتري به عنوان معزولان مطرح شده و حتی برای وزراتخانه های انان نیز سرپرست معرفی شده است.البته ایرنا تنها برکناری اژه ای را تایید کرده است که حتی در این صورت نیز نقد حاضر پابرجاست.)
البته ، در اين که رئيس جمهمور حق دارد وزيران را عزل کند ، حرفي نيست ولي استفاده از هر حقي ،در هر جا و شرايطي ، قطعاً نمي تواند مدبرانه تلقي شود؛ به عنوان مثال در همين مورد عزل وزيران ، هر چند رئيس دولت مجاز به اين کار است ولي اگر به فرض ، رئيس جمهوري هر هفته يک وزير را برکنار کند، کارش غيرقانوني نيست و حداکثر وقتي نصف کابينه تغيير کرد ، بايد براي کل دولت از مجلس رأي اعتماد مجدد بگيرد ولي اگر چنين اتفاقي بيفتد ، مرتکب آن ، ولو اين که کار غيرقانوني هم انجام نداده است ، آيا مستحق نکوهش نيست و تدبير و مديريت اش زير سوال نمي رود؟!
اينک آقاي احمدي نژاد ، با استفاده از حق قانوني اش ، چهار وزير را يکجا( و حتی یک وزیر را) و آن هم در حالي که فقط و فقط هشت روز به پايان دولتش باقي بود ، برکنار کرده و موجي از شگفتي را در جامعه به راه انداخته است.
البته اگر اين وزیر یا وزيران ، جرمي و خلافي انجام داده باشند که شايسته برکناري باشند ، برخورد با آنها ، حتي در آخرين روز وزارت شان نيز پذيرفتني است ولي خبرهاي منتشره حاکي از آن است که اين عزل ها ،به خاطر مخالفت وزيران معزول با انتصاب مشايي بوده است که طي آن ، بگو مگويي نيز بين رئيس جمهور و آنان رخ داده است.
اگر اين روايت از برکناري صحيح باشد ، برکناري وزيران ،آن هم به دليل اختلاف نظر با رئيس جمهور - نه در سياست هاي کلان که در مورد مصداق يک انتصاب - نه در شرايط کنوني که در هيچ مقطعي پذيرفتني نيست ، چه آن که اين اتفاق ، حامل اين پيام است که حتي در هيأت وزيران نيز امکان بيان آزاد عقايد وجود ندارد و اعضاي کابينه به دليل بيان نظرات خود حتي ممکن است برکنار هم بشوند!
اگر رئيس جمهور با اين افراد مشکل هم داشت ، آيا مدبرانه تر نبود که اين چند روز را نيز صبر مي کرد تا به طور خودکار دوره وزرات آنها هم به سر آيد و افراد ديگري را به جاي آنان معرفي کند؟
وانگهي ، در شرايط کنوني که کشور از يک سو همچنان درگير مسائل انتخابات 22 خرداد است و از ديگر سو ، ماجراي مشايي ، فضا را ملتهب تر کرده است ، جامعه نياز به آرامش دارد نه اين که فردي در جايگاه رئيس جمهور ، با چنين اقدامي ، جو سياسي جامعه را متشتت کند ؛ بي گمان از فردي که در منصب رياست جمهوري قرار دارد ، انتظار بيشتري مي رود.
حال برخوردي در اين سطح با وزيران آن هم بر سر مساله مشايي ، مي تواند در راستاي بيانات رهبري باشد؟!
لذا تا زماني که مجلس به همين دولت کنوني رأي مجدد ندهد يا دولت بعدي سرکار نيايد ، کشور بدون دولت قانوني مي ماند!
رحیم مشایی یكی از مهره های كودتای مخملی است
به یقین جناب دكتراحمدی نژاد به خاطر روابط صمیمانه ای كه با رحیم مشایی دارد از این برداشت تعجب كرده و ابرو درهم می كشد. اما واقعیت های موجود اجازه نمی دهند این احتمال نادیده گرفته شود، زیرا ملاك و معیار برای حساس بودن نسبت به یك احتمال و ضرورت پی گیری آن، «درصد احتمال» نیست بلكه میزان اهمیتی است كه «موضوع مورد احتمال» دارد. به عنوان مثال با وجود احتمال 90درصدی درباره گرانتر بودن قیمت رب گوجه فرنگی در فلان فروشگاه بعید نیست كه افرادی برای خرید به همان فروشگاه مراجعه كنند، زیرا «مورد احتمال» یعنی یك قوطی رب گوجه فرنگی آنقدر اهمیت ندارد كه احتمال 90 درصدی درباره گرانتر بودن قیمت آن، مانع از خرید باشد. اما اگر فقط یك درصد احتمال داده شود كه فلان بطری آب، آلوده به سم مهلك است به یقین هیچكس قبل از بررسی و اطمینان كامل از آن نمی نوشد. چرا كه در این حالت هرچند درصد احتمال ناچیز است ولی مورد و موضوع آن به زندگی و مرگ بستگی دارد.
و اما، نشانه های وابستگی مشایی و خطری كه از این زاویه نظام و دولت اصولگرا را تهدید می كند خیلی بیشتر از یك احتمال ساده و اندك است و نكته درخور توجه این كه رئیس جمهور محترم، آقای دكتراحمدی نژاد اولین قربانی این توطئه خواهد بود، اگرچه ایشان متاسفانه تاكنون در درك این نكته فاقد هوشمندی لازم بوده اند.
2- دستور رهبرمعظم انقلاب به دكتراحمدی نژاد درباره ضرورت بركناری رحیم مشایی از پست حساس و كلیدی «معاونت اول رئیس جمهور» كه كلیشه آن در صفحه اول كیهان امروز آمده است به اندازه ای صریح و خالی از ابهام است كه تأخیر چند روزه آقای احمدی نژاد در اجرای این دستورالعمل، عجیب و غیرقابل توجیه به نظر می رسد چرا كه رئیس جمهور محترم با دو ویژگی برجسته «ولایت پذیری» و «قانون گرایی» در میان مردم شناخته می شود و دقیقاً به همین علت و مخصوصاً «ولایت پذیری» در انتخابات اخیر ریاست جمهوری با اقبال گسترده و كم نظیر مردم روبرو شده است، بنابراین انتظار آن بود كه بی درنگ و بدون فوت وقت دستورالعمل رهبرمعظم انقلاب را به اجرا درآورده و رحیم مشایی را كه از ابتدا نیز بدون كمترین توجیه منطقی و دلیل عقلایی به معاونت اول رئیس جمهور منصوب كرده بود، از این پست حساس و كلیدی عزل كند.
ظاهراً-و با عرض پوزش- انگار جناب رئیس جمهور فراموش كرده اند كه انتظار مردم برای عزل مشایی یك «خواهش دوستانه»! یا «توصیه اخلاقی»! نیست كه پذیرش یا رد آن در اختیار آقای احمدی نژاد باشد، بلكه عزل مشایی بعد از دستور صریح رهبرمعظم انقلاب یك وظیفه غیرقابل خدشه قانونی و تكلیف صریح و روشن «شرعی» است كه حق عدول از آن را ندارند، چرا كه مطابق اصل پنجاه و هفتم قانون اساسی «قوای حاكم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضائیه كه زیر نظر ولایت مطلقه امر اعمال می گردند» و در اصل 113 قانون اساسی تصریح شده است كه وظیفه رئیس جمهور اجرای قانون اساسی است.
3- در این جملات دقت كنید؛
«راه درست، اطاعت از رهبری است»، «عشق به ولایت فقیه ادامه اتصال به امام عصر(عج) است»، «ولایت فقیه یعنی تداوم راه كربلا و ما موظف به پیروی هستیم»، «ولایت فقیه عامل پیروزی و شعبه ای از ولایت پیامبر(ص) است»، « در هیچ تصمیمی بدون رضایت ولی فقیه، خیری وجود ندارد»، «ولی فقیه منصوب امام معصوم(ع) است»، «ما تا آخر پای سیاست های رهبری ایستاده ایم»، «فرق دولت ما با دویست دولت دیگر در ولایت فقیه است»، «اطاعت از ولی فقیه تداوم اطاعت از پیامبرخدا(ص) و ائمه معصومین(ع) است»، «رضایت رهبرانقلاب را با هیچ چیز عوض نمی كنیم»...
این اظهارنظرها از كیست؟ درست حدس زده اید، این جملات و صدها نمونه دیگر از این دست، دیدگاه و نظر آقای دكتراحمدی نژاد درباره ولایت فقیه است كه طی چند سال اخیر و به مناسبت های مختلف ابراز داشته اند.
اكنون این سوال پیش می آید كه آیا اخیراً در دیدگاهها و نظرات ریاست محترم جمهوری درباره ولایت فقیه تغییری پدید آمده است؟!
به نظر نگارنده و با شناختی كه از احمدی نژاد در دست است، پاسخ این سوال منفی است و رئیس جمهور محترم كماكان بر همان دیدگاه و نظر خویش كه برخاسته از اعتقاد راسخ به اسلام و قانون اساسی است پابرجاست، پس علت تأخیر سوال برانگیز وی در اجرای دستور رهبرمعظم انقلاب چیست؟! ابتدا به صراحت باید گفت كه این تأخیر و درنگ آقای احمدی نژاد كمترین توجیه اسلامی و قانونی ندارد ولی شنیده ها حاكی از آن است كه رئیس جمهور اصرار دارد نظر رهبرمعظم انقلاب را به ادامه كار مشایی در پست یاد شده -هرچند برای مدتی كوتاه- جلب كند! این تقاضا اگرچه «ولایت پذیری» و «قانون گرایی» آقای احمدی نژاد را مخدوش می كند - و صد البته تأسف آور نیز هست- اما با اندكی تسامح می توان تعلل ایشان را ناشی از كم دانی و ضعف بینش اسلامی وی دانست و نه خدای نخواسته كم توجهی به اصل ولایت فقیه و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، هرچند كه این ضعف بینش، كم نقیصه ای نیست.
4-درباره مواضع و عملكرد آقای رحیم مشایی اگرچه گفتنی های بسیاری هست ولی در این نوشته تنها به چند نمونه آشكار اشاره می كنیم. نمونه هایی كه احتمال یادشده در صدر این یادداشت را قوت می بخشد.
الف: آقای مشایی چندی پیش در اقدامی سوال برانگیز از اشغالگران قدس كه به قیمت آواره كردن 10 میلیون مسلمان فلسطینی و قتل عام صدها هزار نفر از آنان در فلسطین اشغالی حضور پیدا كرده اند و همه ساله خون هزاران زن و مرد و كودك فلسطینی به عنوان هزینه ادامه حضور این جرثومه های فساد و تباهی بر زمین ریخته می شود، با عنوان «مردم اسرائیل»! یاد كرد. این اقدام رحیم مشایی بلافاصله با استقبال گسترده محافل آمریكایی و اروپایی و بسیاری از مدعیان اصلاحات روبرو شد تا آنجا كه رژیم صهیونیستی ضمن تقدیر چندباره وی، به آقای مشایی لقب «دوست اسرائیل» داد. ممكن است گفته شود كه این اظهارنظر مشایی از نوع «سهولسان» بوده است ولی باید توجه داشت كه وی بعد از اعتراض های گسترده داخلی نه فقط حاضر به اصلاح نظر خود نشد بلكه بر آن اصرار هم ورزید و حتی بعد از توبیخ شدید رهبرمعظم انقلاب نیز در اقدامی به ظاهر سبكسرانه و بی ادبانه و در واقع حسابشده! طی نامه ای خطاب به ایشان، بازهم از آنچه گفته بود دفاع كرد!
ب: آقای مشایی علی رغم اطلاع از نظر رهبرمعظم انقلاب كه حج و زیارت را از مصادیق گردشگری نمی دانستند برای تسخیر این سازمان خیز برداشت كه با توجه به جایگاه حج و دیدگاه مشایی، این اقدام وی را نمی توان با نگرانی روزافزون غرب از حضور موثر و الگوساز حجاج ایرانی در مراسم حج بی ارتباط دانست. گفتنی است مشایی بعد از دستور صریح رهبرمعظم انقلاب نیز بدون توجه به این دستورالعمل قصد مسدود كردن حساب های بانكی سازمان حج و گشودن حساب به نام خود را داشت كه از این اقدام وی جلوگیری شد.
ج: مشایی چندی قبل طی سخنانی كه فیلم و نوار آن موجود است «دوران اسلامگرایی» را پایان یافته معرفی كرده و با مقایسه «دوران اسلامگرایی» و «دوران اسب سواری»! گفته بود، امروزه در عصر علم و تكنولوژی و بیداری ملت ها، دوران اسلامگرایی سپری شده است!! باید توجه داشت كه نهضت اسلامگرایی اصلی ترین شاخصه خط امام و بزرگترین دغدغه و نگرانی آمریكا در جهان اسلام است و همه ساله بودجه های نجومی و كلانی برای مقابله با آن هزینه می شود.
د: مشایی در اوج مخالفت های گسترده كشورهای غربی با حجاب اسلامی، طی مصاحبه ای «حجاب اسلامی» را «اختیاری» نامیده بود كه ترجمان دیگر این اظهارنظر، نه فقط نفی حجاب و مخالفت با قوانین اسلامی است، بلكه محكوم كردن تلویحی اصرار جهان اسلام و مخصوصاً ایران اسلامی بر حجاب و عفاف است.
هـ : جدیدترین «شاه» كار!! مشایی، مخالفت صریح و بی پرده وی با دستورالعمل اخیر رهبرمعظم انقلاب درباره عزل وی از «معاونت اول رئیس جمهور» است. مشایی بلافاصله بعداز اطلاع از دستورالعمل رهبرانقلاب بر ضرورت حضور خود در این پست كلیدی تاكید ورزید و مخالفان خود را «حسود»!! و یا افرادی نامید كه نگران ریاست جمهوری وی در دوره یازدهم هستند!!...
و: تمامی دیدگاهها و اقدامات یادشده مشایی بدون كم و كاست با خواسته های دشمن بیرونی و مواضع و عملكرد جبهه مدعی اصلاحات همخوانی دارد و اصلی ترین وجه اشتراك او با خط توطئه اخیر، تلاش برای عبور از ارزش های اسلامی و انقلابی و زیر پا نهادن قوانین مسلم جمهوری اسلامی است. بنابراین، اگر حضور رحیم مشایی در كنار رئیس جمهور، حلقه ای از توطئه اخیر دشمن و بخشی از پروژه مشترك و بیرونی مدعیان اصلاحات نیست، پس چیست؟! و آیا تعجب آور و تأسف آور نیست كه رئیس جمهور محترم اینهمه از حضور وی در كنار خود، آنهم به عنوان معاون اول اصرار می ورزد.
5- و بالاخره بدیهی است كه رئیس جمهور محترم حاضر به نادیده گرفتن دستورالعمل رهبرمعظم انقلاب نبوده و رحیم مشایی را عزل خواهد كرد ولی چرا با اینهمه تأخیر غیرقابل توجیه و به قیمت مخدوش شدن محبوبیت رئیس جمهور در اذهان ملت؟!
6- آقای احمدی نژاد باید به این نكته توجه داشته باشد كه رحیم مشایی به وضوح از قطعی بودن عزل خود باخبر است اما چرا آقای احمدی نژاد را به ماندن خود ترغیب و تشویق می كند؟ و ازاین تأخیر چه هدفی دارد؟
نگارنده براین باور است كه مشایی و كسانی كه او را اداره می كنند قصد دارند، هزینه پذیرش دستورالعمل رهبرمعظم انقلاب را بالا ببرند! تا به خیال خود مانع از دستورالعمل های مشابه آقا در موارد دیگر شوند! مثلاً چنانچه در پی زد و بند پنهان با آمریكا بودند و رهبرمعظم انقلاب با هشدار و دستورالعمل خویش خواستار پایان دادن به این زد و بند پنهان شدند، تأخیر در اجرای دستور ایشان طبیعی!! جلوه كند!!... این نكته و این احتمال مخصوصاً باید برای آقای دكتر احمدی نژاد كه در ضدیت با آمریكا جدی و مصمم است، هشداردهنده باشد تا خدای نخواسته از افرادی نظیر مشایی ضربه نخورد و در نتیجه، به نظام ضربه نزند!
حسین شریعتمداری
نخبگان مراقب باشند، مردودي در اين امتحان سقوط است
حضرت آيتالله خامنهاي تاكيد كردند: نخبگان مراقب باشند، زيرا در امتحان عظيمي قرار گرفته اند و موفق نشدن در اين امتحان، تنها مردود شدن نيست بلكه موجب سقوط آنان خواهد شد.
رهبر معظم انقلاب اسلامي امروز در ديدار مسئولان نظام اسلامي و جمعي از قشرهاي مختلف مردم، بعثت پيامبر عظيمالشان اسلام (ص) را مقطعي مهم در تاريخ بشريت دانستند و تأكيد كردند: امروز اصليترين نياز جامعه اسلامي عمل به پيام بعثت و ملاك قرار گرفتن عقل و خرد، حاكم شدن فضيلتهاي اخلاقي و مبنا قرار گرفتن انضباط قانوني در جامعه است كه در اين زمينه وظيفه نخبگان و بزرگان بسيار با اهميت است.
حضرت آيتالله خامنهاي با تبريك عيد بزرگ مبعث پيامبر اعظم (ص) به امت اسلامي و ملت ايران، تربيت عقلاني و تاكيد بر خرد گرايي و تدبّر را مهمترين بخش از پيام بعثت بر شمردند و افزودند: اولين كار پيامبر مكرم اسلام (ص) حاكم كردن عقلانيت در جامعه اسلامي بود زيرا تربيت قدرت تفكر و نيروي خرد در جامعه، حَلاّل همه مشكلات، مهار كننده نفس و زمينه ساز عبوديت انسان است.
ايشان با اشاره به تربيت اخلاقي به عنوان دومين بخش از پيام بعثت خاطر نشان كردند: رواج فضيلتهاي اخلاقي در جامعه همچون هواي لطيفي است كه زمينه زندگي سالم را فراهم ميآورد و انسان را از حرصها، جهالتها، دنيا طلبيها، بغض هاي شخصي و سوء ظن به يكديگر باز ميدارد و به همين دليل است كه در اسلام تزكيه و رشد اخلاقي بر تعليم مقدم است.
رهبر انقلاب اسلامي، تربيت و انضباط قانوني را سومين بخش از پيام بعثت خواندند و با اشاره به پيشقدم بودن پيامبر اسلام(ص) در عمل به احكام و دستورات اسلام افزودند: همه اين موارد براي جامعه اسلامي شاخص و معيار است و ميدان زندگي نيز صحنه آزمايش انسانها است.
حضرت آيتالله خامنهاي عزت كنوني ملت ايران را نتيجه موفقيت و سربلندي در آزمايشهاي دشوار 30 سال گذشته دانستند و تاكيد كردند : خداوند متعال پاداش اين موفقيتها را دستاوردهاي بسيار بزرگي براي ملت ايران قرار داده است و امروز نيز آحاد مردم در جهت اهداف بلند اسلام در حال حركت و مجاهدت هستند كه نتيجه آن هم احساس عزت و هويت ملت ايران است.
ايشان افزودند: اينكه قدرتهاي استكباري دنيا شعار خود را مقابله با جمهوري اسلامي ايران قرار داده اند و نظام اسلامي را مانع تحقق اهداف شوم خود بويژه در منطقه خاورميانه ميدانند نشاندهنده عظمت ملت، نظام، و دولت ايران است.
رهبر انقلاب اسلامي اين دستاوردها را نتيجه حركت ملت ايران در عرصه دستورات دين دانستند و با يادآوري نقش عامل بودن نخبگان، بزرگان جامعه و مسئولان بعنوان الگوي مردم، خاطر نشان كردند: ملت ايران در 30 سال گذشته نشان داده است كه ملت وفادار و با گذشتي است و در قضايا و حوادث اخير بعد از انتخابات رياست جمهوري نيز، اين ويژگي ملت ايران بار ديگر آشكار شد.
حضرت آيتالله خامنهاي افزودند: در ميان ملت ايران سلايق مختلفي در عرصه زندگي اجتماعي وجود دارند كه هر كدام نظر خود را بيان ميكنند اما آنجايي كه ملت احساس ميكنند، مسئله دشمني با نظام در ميان است و دستي، حركتي را براي ضربه زدن به نظام مديريت ميكند، از او فاصله ميگيرند، حتي اگر همان شعاري را بدهد كه ملت به آن معتقد است.
ايشان حوادث اخير را تجربه و درس مهم ديگري براي ملت ايران در كنار تجربه هاي سالهاي گذشته ارزيابي و تأكيد كردند: اين حوادث، اين تجربه و درس را بهمراه خود داشت كه حتي در زماني كه حركتي بزرگ در كمال آرامش و ثبات انجام مي گيرد، نبايد از نقشه و كيد دشمن غافل ماند.
رهبر انقلاب اسلامي خاطر نشان كردند: در حالي كه همه اذعان داشتند انتخابات اخير با حضور چهل ميليوني مردم يك عظمت بينظير از ابتداي انقلاب و نشان دهنده قدرت نظام براي به صحنه آوردن مردم بعد از گذشت 30 سال است، در عين حال همه متوجه شدند در چنين شرايطي نيز نبايد از كمين و برنامه ريزي دشمن بمنظور ضربه زدن به ملت غفلت كرد.
حضرت آيتالله خامنهاي با اشاره به ادعاي دشمنان ملت ايران مبني بر دخالت نكردن در مسائل داخلي كشور افزودند: در حاليكه دخالت دشمنان بويژه نقش رسانه هاي آنها كاملاً آشكار است، اين ادعا نشان دهنده بيحيائي است.
ايشان با يادآوري هشدار چند سال قبل در خصوص نقش برجسته دستگاههاي تبليغاتي و اطلاعاتي استكباري براي مقابله با استقلال ملتها و منصرف كردن آنان از حركت در مسير عزت و استقلال، خاطر نشان كردند: دشمنان ملت ايران از رسانههاي خود، علناً براي گروههاي غافل و نادان اغتشاشگر، دستورالعمل چگونگي ايجاد نا امني، تخريب و درگيري پخش ميكنند و از طرف ديگر مدعي ميشوند كه در امور داخلي ايران دخالت نميكنند در حاليكه آشكارترين دخالتها را انجام ميدهند.
رهبر انقلاب اسلامي با تأكيد بر لزوم تفاوت قائل شدن ميان اغتشاش گران و مردم افزودند: البته رسانههاي استكباري بمنظور حمايت از اغتشاش گران آنها را مردم مي نامند در حاليكه مردم، آن جمعيت ميليوني است كه بمحض ديدن اين اغتشاشگران و مفسدان، خود را كنار ميكشد و آنها را با ديده نفرت و انزجار نظاره مي كند.
حضرت آيتالله خامنهاي تاكيد كردند : هر فردي با هر عنوان و موقعيتي، اگر بخواهد جامعه را به سمت ناامني سوق دهد از نظر عموم ملت ايران، انسان منفوري است.
ايشان با تأكيد بر اينكه اهداف بلند ملت ايران و سعادت دنيا و آخرت جامعه در سايه آرامش و امنيت محقق خواهد شد، برهم زدن امنيت را بزرگترين گناه دانستند و خطاب به نخبگان خاطر نشان كردند: نخبگان هوشيار باشند زيرا هرگونه حرف، تحليل، و اقدام آنان كه موجب بر هم خوردن امنيت جامعه شود، حركت در خلاف مسير ملت ايران است.
رهبر انقلاب اسلامي افزودند: همه بايد مراقب گفتار و مواضع و حتي نگفتنهاي خود باشند زيرا نگفتن مسائلي كه بايد گفت، عمل نكردن به وظيفه است و گفتن مسائلي كه نبايد گفت، عمل كردن بر خلاف وظيفه است.
حضرت آيتالله خامنهاي تأكيد كردند: نخبگان مراقب باشند، زيرا در امتحان عظيمي قرار گرفته اند و موفق نشدن در اين امتحان، تنها مردود شدن نيست بلكه موجب سقوط آنان خواهد شد.
ايشان تنها راه رهائي از چنين سرنوشتي را ملاك قرار دادن خرد و عقلانيت دانستند و خاطر نشان كردند: البته عقلانيت، اين سياسي كاريهاي متعارف نيست زيرا سياسي بازيها خلاف عقل است و كساني كه سياسي كاري را اقدام عقلائي مي دانند، اشتباه ميكنند.
رهبر انقلاب اسلامي افزودند: راه صحيح عقلانيت، همان راهي است كه عبادت خدا را هموار كند و شاخص آن نيز اين است كه خود قضاوت كنيم، آيا سخنان و موضع گيريهاي ما براي رضاي خدا و با نيت اخلاص است يا اينكه براي جلب توجه برخي افراد، بنابراين نبايد خود را فريب دهيم.
حضرت آيتالله خامنهاي لزوم تعمق در پيامهاي مهم مبعث و نگاه فراتر از يك جشن به اين واقعه را يادآور شدند و خاطر نشان كردند: مبعث يك مقطع بسيار مهم براي بشريت است زيرا حركتي كه پيامبر اسلام (ص) در مدت 10 سال حكومت خود انجام دادند و تحولي كه در تاريخ بشريت ايجاد كردند با هيچ حركت و اقدامي قابل مقايسه نيست.
سیداحمد خاتمی: انتخاب مشایی را باور نمی کردم، دهنکجی است
آيتالله سيداحمد خاتمی با اشاره به انتصابات اخير كابينه دهم افزود: حقيقت اين است كه رييسجمهور در انتخاب همكاران خود آزاد هستند؛ البته وزرا بايستي راي اعتماد از مجلس بگيرند، اما معاونان را خود رييسجمهور انتخاب ميكنند؛ ليكن نكته مهم اين است كه رييسجمهور محترم كه با آراي بيش از 24 ميليون انتخاب شده و تعداد فراواني از روحانيون معظم در انتخابات از ايشان حمايت كردهاند، بايستي حساسيتهاي موجود را نيز در نظر بگيرند.
وي ادامه داد: من در گذشته شايعاتي ميشنيدم كه جناب رييسجمهور بنا دارند آقاي مشايي را به عنوان معاون اول خود انتخاب كنند، ولي باور نميكردم با توجه به حساسيتهاي موجود كه شخص رييسجمهور نيز از آن اطلاع دارند اين انتصاب صورت بگيرد؛ اما در كمال ناباوري اين خبر در رسانهها اعلام شد؛ از اين رو ضروريست دو مطلب را خدمت رييسجمهور محترم عرض كنم؛ مطلب اول اين كه افراد بايد صداي نظام باشند نه اين كه نظام خرج افراد شود و با توجه به حساسيتهاي مراجع تقليد، مجلس خبرگان رهبري ، مجلس شوراي اسلامي و تعداد كثيري از فرهيختگان جامعه كه حساسيتشان ارزشي و به انگيزه پاسداري از مقدسات است، به نظر ميرسد اين انتصاب براي دولت محترم چالشزا باشد.
خاتمي ادامه داد: نكته ديگر اين است كه اين دوره از نظر قانوني آخرين دوره پياپي آقاي احمدينژاد براي رياستجمهوري است؛ ولي قطعا آخرين دوره اصولگرايي نيست و نبايد به گونهاي باشد كه اصولگرايي را دچار چالش كند.
عضو مجلس خبرگان رهبري ادامه داد: با توجه به حساسيتهاي مراجع عظام تقليد و بسياري از مشتاقان انقلاب اسلامي اين انتصاب را مناسب نميدانم و تقاضا ميكنم آقاي احمدينژاد قبل از اين كه موج انتقادات گسترده شود، در اين مورد تجديد نظر كند .
خاتمي همچنين با اشاره به زمان برخي انتصابات مربوط به كابينه دهم اظهار كرد: با توجه به اين كه آقاي احمدينژاد در حال حاضر رييسجمهور دوره نهم هستند و پس از تنفيذ رييسجمهور دوره دهم خواهند بود، بعد از تنفيذ رهبري ميتوانند به صورت قانوني انتصاب داشته باشند و به نظر ميرسد اين اعلام قدري عجولانه محسوب ميشود.
وي در عين حال گفت: اين انتقاد و نظر هرگز به معناي آن نيست كه ارزشهاي دولت محترم كمرنگ شود. ما به دليل اين كه موفقيت دولت محترم را ميخواهيم اين تذكر را به صورت خيرخواهانه به دولت محترم ميدهيم.
خاتمي در بخش ديگري از سخنانش به خطبههاي آيتالله هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه اشاره كرد و افزود: در فضاي التهاب سخن گفتن سخت است، اما آنچه من ميخواهم بگويم به قصد خيرخواهي است؛ گرچه ميدانم در پي اين مصاحبه با نقدهاي غيرمنصفانهاي نيز مواجه ميشوم.
وي در ادامه به پيشينه هاشمي رفسنجاني اشاره كرد و گفت: آقاي هاشمي در خدمت به انقلاب، زجرها و شكنجههاي زيادي قبل از انقلاب كشيدند و خدمات فراواني به انقلاب اسلامي بعد از پيروزي كردند، ما هيچگاه نميتوانيم اين خدمات را ناديده بگيريم و آنها پيوسته در ذهن ما وجود دارد. من به صراحت ميگويم كه جناب آقاي هاشمي رفسنجاني يك حقيقت و واقعيت در تاريخ انقلاب هستند؛ اما با توجه به سعه صدري كه در ايشان ميشناسم و به عنوان كسي كه به صورت خصوصي بعضا در محضر ايشان نقدهايي را مطرح ميكنم، چون اظهارنظرشان عمومي بوده به خود اجازه ميدهم نقدهايي را از سر علاقهمندي به ايشان در ارتباط با صحبتهايشان در نماز جمعه داشته باشم نه از جايگاه خداي نا كرده كمترين هتك حرمت به شان ايشان؛ چرا كه ايشان پيشينه درخشاني در طول انقلاب داشتهاند.
وي گفت: ايشان قرار داشتند خطبهاي بدون التهاب بخوانند و خطبهي اول نيز در حقيقت در اين راستا بود؛ اما انتقاد به شوراي نگهبان در اين شرايط ، زيرسوال بردن عملكرد منصفانه صدا و سيما در عرصه انتخابات نه در عرصههاي ديگر، درخواست آزادي مطلق عوامل آشوب و التهاب؛ اينها موارد التهابآفريني بود كه در نماز جمعه مطرح كردند و خود ايشان نيز در خطبهها احساس كردند بعد از بيان اين مطلب برخورد برخي افراد كه چه بسا براي اولين بار به نماز جمعه آمده بودند چگونه بود.
وي گفت: به نظر ميرسيد آقاي هاشمي رفسنجاني با هوش و درايت بالايي كه دارند ميتوانستند خطبههايي كاملا وحدت آفرين كه بدخواهان انقلاب نتوانند از آن سوءاستفاده كنند، بخوانند. بنده به عنوان يك نظارهگر صحنهها، حرفها و حديثهايي كه در ايام انتخابات بود و بعد از دفاع جانانه مقام معظم رهبري از آقاي هاشمي رفسنجاني، انتظار داشتم ايشان در پي آن تجليلها دستكم تشكري به صورت رسانهاي به مقام معظم رهبري ابراز ميكردند؛ اما ايشان به صورت رسانهاي و مكتوب در اين راستا اقدامي نكردند، و در حالي كه انتظار ميرفت حداقل در خطبهها اين تشكر را ابراز كنند، متاسفانه اين امر نيز انجام نشد؛ گرچه ميدانم ايشان در جلسات خصوصي بسيار تجليل كردهاند؛ اما انتظار ميرفت به صورت عمومي و رسانهاي چنين تشكري را بيان ميكردند.
خطيب موقت نماز جمعه تهران همچنين گفت: معتقدم آقاي هاشمي رفسنجاني ميتوانست خطبههايي وحدتآفرين بخوانند و با خطبههاي خود اميد دشمنان انقلاب را ناكام بگذارند و ذرهاي براي سوءاستفادهي آنان باقي نگذارند. وي با بيان اينكه هاشمي رفسنجاني را عالمي زيرك ميداند گفت: جناب ايشان را ارجاع ميدهم به اظهارات بيگانگاني كه اساس انقلاب را نميخواهند و حتي در اساس و هويت با شخص ايشان دشمن هستند، ببينند چگونه در مورد خطبههاي ديروز ايشان قضاوت كردند.
وي با بيان اينكه آقاي هاشمي امام جمعه موقت تهران و يكي از قديميترين ائمه جمعه تهران هستند، اظهار كرد: اميدوارم ايشان همانند گذشته كه اميد حزباللهيها ، طرفداران انقلاب و متدينان بودهاند، در جايگاه اين اميد بمانند؛ البته نميگويم ايشان اميد نيستند، ايشان در نماز جمعه صحبتهاي خوب و جامعي در رابطه با اهميت به توجه قانون و وحدت نيز داشتند.
وي ادامه داد: آقاي هاشمي در نماز جمعه فرمودند تمام كساني كه در اغتشاشات دستگير شدهاند بايد آزاد شوند. آيا كساني كه مسجد آتش زدهاند و در قتل و غارت دست داشتهاند، آيا آنها نيز بايد آزاد شوند؟ اي كاش آقاي هاشمي در صحبتهاي خود اين مساله را توضيح ميدادند و ميگفتند بيگناهان و يا كساني كه گناهان كمتري دارند؛ اما ايشان به صورت مطلق خواهان آزادي دستگيرشدگان شدند.
سيداحمد خاتمي تصريح كرد: ما از خداوند ميخواهيم در اين كشور هيچ كس زنداني نباشد، اما آيا در مورد كساني كه شيريني زندگي آرام را از مردم گرفتند، اتوبوس و مسجد و اموال عمومي را آتش زدند، آقاي هاشمي چنين نظري دارد كه آنها نيز بايد آزاد شوند؟ اي كاش آقاي هاشمي در اين ارتباط همهجانبه صحبت ميكرد.
وي به بخش ديگري از سخنان هاشمي رفسنجاني درباره شوراي نگهبان نيز اشاره كرد و گفت: آقاي هاشمي ميگويند شوراي نگهبان از فرصت 5 روزه به نحو احسن استفاده نكرد . از ايشان سوال ميكنيم شوراي نگهبان چه ميتوانست بكند كه انجام نداد ؟ از چهرههاي معتدل در آن كميتهاي كه تشكيل داده بود استفاده كرد و از نمايندگان كانديداها نيز خواست در كميته حضور داشته باشند.
خاتمي افزود: با حضور چهرههاي معتدل ده درصد آرا شمارش شد و ديديم هيچ تفاوتي در برخي جاها در نتايج حاصل نشد و در برخي جاها دو سه راي بالا و پايين شد.
وي در پايان گفت: در پايان اين گفتوگو آرزوي سربلندي و توفيق همگان و دلسوزان را در مسير انقلاب خواستارم.
گزارش از ترکیب کابینه دهم
البته از حالا نمی توان پیش بینی دقیقی از حجم تغییرات در کابینه داشت چه آنکه همه چیز به شخص احمدی نژاد بستگی دارد و او، ثابت کرده است که چندان قابل پیش بینی نیست.
فراموش نکرده ایم وقتی مجلس، فرشیدی، وزیر آموزش و پرورش وقت او را استیضاح کرد، احمدی نژاد چه دفاع جانانه ای از او در مجلس نمود و از وی به عنوان یکی از بهترین ها یاد کرد ولی بعد از آنکه مجلس مجددا به فرشیدی رای اعتماد داد، احمدی نژاد او را برکنار نمود.
با این حال، بازار گمانه زنی ها در این باره داغ است و گزارش زیر صرفا مروری بر این گمانه زنی هاست که البته همه وزارتخانه ها از جمله وزاتخانه هایی که بدون تغییر می مانند و نیز چند وزارتخانه راهبردی مانند اطلاعات ، خارجه و دفاع که برای معرفی وزیران ، رئیس جمهور باید در سطوح بالای نظام مشورت کند ، در این گزارش نیامده اند.
گفته می شود احمدی نژاد ، بعد از انتخابات ، کمیته ای از حلقه اول نزدیکانش تشکیل داده و از انان درباره عملکرد وزریرانش رأی گیری کرده است که در این رأی گیری ، تنها معدودی از وزیران ، مانند پرویز فتاح ،توانسته اند اتفاق آرا را به خود اختصاص دهند.
همچنین ، فهرست های گوناگونی به احمدی نژاد پیشنهاد شده است که گزارش حاضر ، به بررسی مهم ترین گزینه ها تا کنون پرداخته است.
معاون اول
تغییر، پرویز داوودی از مدت ها پیش مطرح بود به گونه ای که یک بار وقتی احمدی نژاد، عصر هنگام به وزارت نیرو رفت، بسیاری گمان بردند که رییس جمهور به آنجا رفته است تا به هنگام بازگشت "پرویز فتاح" وزیر نیرو را با خود به دفتر ریاست جمهوری بیاورد به جای داوودی بنشاندش.
اینک از سعیدلو، معاون اجرایی کنونی رییس جمهور و صادق محصولی، وزیر کشور و حتی اسفندیار رحیم مشایی به عنوان گزینه های احتمالی برای تصدی معاونت اول ریاست جمهوری یاد می شود.هر چند که نزدیکان احمدی نژاد به او گفته اند جابجایی محصولی بعد از انتخابات پرماجرای اخیر ، صورت چندان خوشی نخواهد داشت و از این رو ، شانس رحیم مشایی و سعید لو برای تصدی معاونت اول ، بیش از محصولی است.
اگر احمدی نژاد ، تصمیم بگیرد که مشایی را معاون اول کند ، این اقدام او یک "نه" بزرگ و معنادار به مخالفان اصولگرای مشایی خواهد بود که در طول 4 سال گذشته ، خواهان برکناری مشایی از دولت بوده اند.
احمدی نژاد، سعیدلو را از دست نخواهد داد به ویژه آنکه به مدیریت اجرایی وی اعتقاد دارد. با این حال اگر سعیدلو را به معاونت اول یا وزارت نفت بفرستد، بعید نیست علی کردان را به جای وی منصوب نماید هرچند که در فهرست پیشنهادات ، نام های دیگری مانند محرابیان و نیک زاد نیز به چشم می خورد.
معاون حقوقی و پارلمانی
برای تصدی این معاونت مهم ، نام فدایی در فهرست بررسی های احمدی نژاد است.
سازمان میراث فرهنگی و گردشگری
در صورتی که رحیم مشایی به معوانت اولی ارتقا نیابد ، ابقایش در جایگاه کنونی بیش از همه محتمل است. او پیشتر نیز بر تمایل خود بر ادامه کار در سازمان میراث و گردشگری ، تاکید کرده بود.
به هر حال ، مشایی هر سمتی بگیرد ، وزیر نخواهد شد زیرا در مجلس برای گرفتن رای حتما مشکل خواهد داشت و از این رو ، احمدی نژاد او را در سمتی منصوب می کند که گذرش به مجلس نیفتد.
از بقایی نیز به عنوان آلترناتیو مشایی یاد می شود.
سازمان حفاظت محیط زیست
کوچک زاده ، نماینده اصولگرای مجلس و نسرین سلطانخواه - تنها کاندیدای فهرست اصولگرایان در انتخابات مجلس که ناکام ماند- برای جانشینی فاطمه واعظ جوادی مطرح اند.
البته اگر قرار باشد سنت نانوشته ریاست زنان بر این سازمان حفظ شود ، لابد سلطانخواه از کوچک زاده شانس بیشتری خواهد داشت!
آموزش و پروش
در کنار احتمال ابقای علی احمدی ، از بهروز همتی ، معاون وزیر آموزش و پرورش در دوران نجفی که سابقه مدیرکلی در برخی استان های کشور را در کارنامه اش دارد به عنوان وزیر احتمالی یاد می شود.
بهداشت
علاوه بر وزیر فعلی ، از دکتر سید شهاب الدین صدر، رییس نظام پزشکی و نماینده مجلس و دکتر جواد نظری مهر عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس و یکی از رؤسای استانی ستادهای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری به عنوان گزینه های احتمالی برای تصدی پست وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی یاد می شود.
تعاون
محمد عباسی، احتمالا جای خود را به مرتضی نبوی یا فدایی خواهد داد.
کشاورزی
اسکندری نیز هر چند در مجلس توانست از استیضاح برهد اما بسیاری از نمایندگان ابقای او را مصلحتی می دانند و بر آنند که وی این بار از سوی رییس جمهور معرفی نخواهد شد.
دادگستری
در کنار ابقای الهام در سمت وزارتش، از بختیاری(استاندار اصفهان و رئیس اسبق سازمان زندان ها) و سعید مرتضوی (دادستان تهران) به عنوان وزیران احتمالی دادگستری یاد می شود.
رفاه و تامین اجتماعی
با توجه به احتمال انحلال وزارت رفاه ، گفته می شود که احمدی نژاد وزیری برای این مجموعه معرفی نخواهد کرد تا ماه های آخر حیات این وزارتخانه - که بسیاری آن را بی فایده ترین وزارتخانه دولت می دانند- با سرپرست سپری شود.
طبق قانون ، قرار بود با تاسیس وزارت رفاه ، یکی از وزارتخانه ها ، حذف شود تا دولت حجیم نگردد ولی اینک ، گویا قرعه حذف به نام خود وزارت رفاه افتاده است.
علوم
خروج زاهدی ، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری از کابینه تقریبا حتمی است و از قائم مقام او ،دکتر حسینی که ریاست دانشگاه پیام نور را بر عهده دارد به عنوان مهم ترین جایگزین اش یاد می شود. هر چند که زاکانی هم در این خصوص مطرح است.
فرهنگ و ارشاد اسلامی
با انتقاد صریح احمدی نژاد از فضای فرهنگی کشور، گمانه زنی ها درباره تغییر صفار هرندی نیز تقویت شده است و از افرادی مانند شمقدری (مشاور هنری رییس جمهور و از مخالفان صفار هرندی) و رسایی (عضو رایحه خوش و نماینده مجلس) به عنوان جانشینان احتمالی صفار یاد می شود هر چند که در برخی محافل از کلهر نیز نام می برند ولی معلوم نیست مجلس اصولگرا به او رای بدهد، ضمن این که وضعیت سلامت جسمی او نیز مانعی جدی برای انجام وظایف اش خواهد وبد.
البته برخی فعالان سیاسی ، محمدعلی زم - رئیس اسبق حوزه هنری- را نیز به احمدی نژاد پیشنهاد داده اند.
کار
جهرمی، اولین وزیری است که رفتن او از کابینه از مدت ها پیش مطرح بوده است. گفته می شود وی به قوه قضاییه خواهد رفت تا معاون صادق لاریجانی، رییس آینده قوه شود. از بختیاری و محرابیان(وزیر صنایع) به عنوان جانشینان جهرمی یاد می شود.
مسکن
وضع جسمانی سعیدی کیا، چندان خوب نیست. او چندی پیش عمل قلب باز انجام داد. بنابراین درباره رفتن او از کابینه هم اخبار متعددی وجود دارد. از علی آبادی، رییس سازمان تربیت بدنی به عنوان وزیر مسکن و شهرسازی آینده نام می برند. علی آبادی در سازمان تربیت بدنی نشان داد که مهندس خوبی است و از عهده ساخت و ساز به خوبی برمی آید. یک بار فیروز کریمی نیز به کنایه این جمله را گفته بود که علی آبادی مدیر خوبی است اما در شهرداری.
البته سیدمهدی هاشمی و نیک زاد(معاون عمرانی وزیرکشور) نیز برای تصدی وزارت مسکن مطح اند.
صنایع
گویا تقدیر وزارت صنایع این است که به دست جوانان اداره شود.
گفته می شود محرابیان جوان در دولت آینده از وزارت صنایع خواهد رفت تا بذرپاش جوان تر جایگزین وی شود؛ البته اگر رفتن بذرپاش از سایپا به "شستا" منتفی شده باشد.
نفت
وزیر نفت هم گویا در فهرست تغییرات است. زارعی و سعیدلو به عنوان وزیران ا حتمالی نفت مطح هستند. زارعی را احمدی نژاد در دور قبل نیز می خواست به عنوان وزیر نفت معرفی کند که رأیش را زدند.
محصولی هم برای این وزارتخانه مطرح است ولی مصالح سیاسی ، ابقای او در وزارت کشور را ایجاب می کند.
راه و ترابری
علاوه بر خود بهبهانی ، علی آبادی نیز علاوه بر آنکه برای وزارت مسکن مطرح است، از جمله گزینه های وزارت راه هست. به علاوه از رحیم قربانی، استاندار آذربایجان غربی و از دوستان احمدی نژاد در دوران شهرداری تهران نیز برای جانشینی بهبهانی یاد می شود و همچنین از مهدی هاشمی معاون وزیر کشور هاشمی.
او بعد از برکناری پورمحمدی، مدتی به عنوان سرپرست وزارت کشور در کابینه حضوری موقت داشت.
ارتباطات
درباره سلیمانی ، ضدو نقیض فراوان است ؛ از یک سو گفته می شود سلیمانی هم از جمله وزیرانی است که در دولت دهم حضور نخواهد داشت و از سوی دیگر به دوستی نزدیک او و احمدی نژاد به عنوان عاملی برای ابقایش اشاره می شود. در ایران، به ویژه کاربران اینترنت از عملکرد وی چندان راضی نیستند.
اگر او رفتنی باشد ، شاید معاونش محامد پور و وفا غفاریان جایگزین اش شوند.
تربیت بدنی
آصفی، سخنگوی وزارت خارجه دولت اصلاحات که هم اکنون سفیر ایران در امارات است و علاقه وافری به فوتبال دارد، از گزینه های احتمالی برای ارتقا به سمت معاونت رییس جمهور در کسوت ریاست سازمان تربیت بدنی است. مهرداد بذرپاش و سید مهدی هاشمی نیز در فهرست هستند.
اگر این سازمان با سازمان ملی جوانان ادغام شود ، بر اهمیت آن افزوده خواهد شد.
بنیاد شهید
دهقان هم رفتنی است و مهم ترین گزینه برای ریاست این بنیاد ، حسین مظفر است که پدر و برادرانش شهید شده اند.
مظفر ، وزیر آموزش و پرورش دولت اصلاحات بود و نماینده اصولگرای مجلس است.
از زریبافان هم برای ریاست بیناد شهید یاد می شود.
مرکز امور زنان
علاوه بر طیب زاده ، از خان مها سلطانخواه و زینب شریعتمداری نیز برای تصدی ریاست این مرکز یاد می شود.
بانک مرکزی
داووی ، معاون اول کنونی و صمصامی مطرح اند.
گفتنی است که احمدی نژاد گویا قصد دارد ، معاونان و روسای دستگاه های دیگر مانند بانک مرکزی را بعد از تثبیت کابینه اش ، معرفی کند و دست به جابجایی در حوزه هایی که نیاز به رای مجلس ندارند ، بزند.
مخاطب سخنان رهبری چه کسانی بودند؟
1- نخستین مخاطب مشخص سخنان رهبر معظم انقلاب ، کشورهای خارجی به ویژه دولت های غربی بودند که در جریان اتفاقات چند هفته اخیر تلاش کردند با رو در رو قرار دادن خانواده انقلاب ، ماهی مراد خود را از آب گل آلود صید کنند .
رهبر انقلاب در این زمینه بیان داشتند :" گاهی ممکن است این رقابت داخل خانواده به عصبانیت هم کشیده شود اما این مسئله ربطی به بیگانگان ندارد.... برخی از سران کشورهای غربی در سطح رئیس جمهور، نخست وزیر، و وزیر خارجه، در مسائل داخلی ملت ایران که به آنها ارتباطی نداشت صراحتاً دخالت کردند و بعد هم گفتند که در مسائل ایران دخالت نمی کنند در حالیکه آنها ضمن تشویق به اغتشاش گری، مردم ایران را اغتشاشگر معرفی کردند. "
بنابراین همانگونه که از بیانات رهبری انقلاب مشخص است ایشان به صراحت نسبت به دخالت کشورهای بیگانه در امور داخلی ایران هشدار داده و خواستار عدم دخالت انها در امور داخلی ایران شدند.
این سخنان در واقع ، تاکیدی بر موضع همیشگی نظام بوده است.
2- سخنان رهبر انقلاب فراز دیگری هم داشت و آن خطاب به برخی گروه ها و جریان های سیاسی معترض به نتایج انتخابات بود .
رهبر انقلاب روز گذشته در این باره تصریح داشتند :" از آن طرف عده ای هم، باید مراقب باشند تا دشمن معاند را دوست تصور نکنند و فریب حرف های او را نخورند. "
این سخنان رهبر انقلاب در واقع خطاب به کسانی است که خوش باورانه غربی ها را دایه مهربان تر از مادر می انگارند و تصور می کنند ژست های دموکراتیک آنها ، به خاطر دوستی با مردم ایران است!
3- اما سخنان روز گذشته رهبر انقلاب فراز مهم دیگری هم داشت که به نظر می رسد مخاطب اصلی آن برخی مسوولان و اصولگرایان بودند که متاسفانه در هفته های اخیر برخی از آنها در اظهارات و اقدامات خود تلاش کرده اند تا ناراضیان انتخابات را اغتشاش گر ،فریب خورده ،عوامل انقلاب مخملی ، عوامل بیگانه و...معرفی کنند.
بیانات رهبر انقلاب در این باره گویاست :" اینکه عدهای نامزد مورد نظرشان رأی نیاورد و احساس افسردگی و ناراحتی کنند طبیعی است و معنای این مسئله، اغتشاش گری نیست زیرا براساس نتیجه انتخابات، اکثریت و اقلیتی در کشور است و قواعدی وجود دارد، بنابراین معرفی مردم ایران در رسانههای امریکایی و اروپایی تحت سلطه صهیونیستها، به عنوان اغتشاش گر، اهانت به ملت است... مردم و نخبگان و همه جناحها باید مراقب باشند تا دوست و دشمن را اشتباه نگیرند و رفتاری را که باید با دشمن داشته باشندَ، با دوست انجام ندهند. ..مبادا دشمن را با دوست اشتباه بگیریم و دوست را بخاطر یک خطا، دشمن به حساب بیاوریم. "
مخاطب مشخص این سخنان رهبری جریانی است که به مدد رسانه های پرشمار خود ، در طول یک ماه گذشته ، طیف گسترده ای از نخبگان مذهبی ،سیاسی و فرهنگی کشور که در خط سیاسی آنها حرکت نمی کنند (از برخی مراجع تقلید و علما گرفته تا سیاسیون و هنرمندان و خوانندگان) را مورد انواع تهمت ها و انگ ها قرار دادند و با عناوینی مانند"عوامل استعمار"، "فریب خورده" ، محارب با رسول خدا" ، "وطن فروش" و ... نواختند و چه توهین ها و جفاها که در حق مردم و نخبگان سیاسی ،مذهبی و فرهنگی کشور روا نداشتند! ... و به تعبیر رهبری، "دوست" را " دشمن" خواندند.
اتفاقا این طیف از نیروهای سیاسی کشور در مواضع شعاری خود همواره خود را پیرو ولایت می خوانند و بر تبعیت از فرامین و فرمایشات رهبر انقلاب تاکید می کنند.
بنابراین با توجه به اینکه این طیف خود را پیرو ولایت معرفی می کنند ، بجا و شایسته است که پس از سخنان اخیر رهبر معظم انقلاب یک بازنگری در مواضع و اقدامات خود در 1 ماه گذشته انجام دهند و این قدر اصرار نداشته باشد تا دایره خودی های انقلاب را تنگ تر کرده و گلیم انقلاب را آن قدر محدود کنند که یارای ایستادن کسی جز آنها روی آن نباشد.
این طیف از جناح های سیاسی کشور باید بدانند که یک سیاستمدار و فعال سیاسی خوب کسی نیست که دایره دشمنان خود را روز به روز گسترده تر و صفوف آنها را علیه خود منسجم تر کند بلکه یک سیاستمدار مدبر آن است که همه روزه از دایره دشمنان خود کاسته و بر دوستان خود بیفزاید.
این ، هنر نیست که در طلیعه دهه چهارم حیات انقلاب اسلامی جناحی از دو جناح سیاسی عمده کشور دست به طرد و حذف جناح دیگر بزند.
یادمان نرود که رهبر معظم انقلاب در سال های گذشته بارها بر این مساله صحه گذاشته و تاکید فرموده اند که دو جناح سیاسی عمده نظام، دو بال یک پرنده هستند که بدون هر کدام از این دو بال پرواز پرنده انقلاب به اوج نا ممکن می شود.
امروز عده بسیاری از کسانی که دستگیر شده یا مورد تهمت قرار گرفته اند پویشگران سیاسی یکی از بال های اصلی "پرنده انقلاب " هستند که اتفاقا در جریان انتخابات اخیر با زحمات طاقت فرسا و ایجاد نشاط سیاسی تلاش کردند انتخاباتی به بزرگی انتخابات 22 خرداد شکل گیرد.
باز هم ملت ايران پيروز شد
ستاد امتداد مهر (ستاد حاميان مردمي
حمايت از دكتر احمدينژاد)پيروزي با صدور بيانيهاي پيروزي قاطع رئيسجمهور محبوب، مردمي، عدالتطلب و ولايتمدار ايران اسلامي، دكتر محمود احمدينژاد را به محضر رهبر معظم انقلاب، ملت بزرگوار و هوشمند ايران و تمام مستضعفان و آزاديخواهان جهان تبريك گفت.
متن كامل بيانيه به شرح ذيل است:
اذا جاء نصرالله و الفتح . و رايت الناس يدخلون في دين الله افواجا . فسبح بحمد ربك و استغفره انه كان توابا
باز هم حماسهاي ديگر، بازهم نصر و پيروزي ديگر و برگ زريني كه در كتاب تاريخ شكوهمند انقلاب اسلامي ورق ميخورد.
ملت عدالتطلب و حقجوي ايرانزمين بازهم به همگان ثابت كرد كه در راه تحقق عدالت و مبارزه بيامان با ظلم و بيداد سر از پا نميشناسد و بر هر تاريكي و ناپاكي، حتي اگر در زير سايه درختان تنومند اما پوسيده انقلاب پنهان شده باشند، خواهد تاخت.
ملت بزرگوار ايران با بصيرت و تيزبيني ثابت كرد، كه از حق تعيين سرنوشت خود در راه تحقق ارزشهاي والاي اسلامي و انساني استفاده خواهد كرد، و به هيچ احدي اجازه نخواهد داد تا با كدر كردن سپهر روشن و درخشان پيشروي ملت و وطن عزيزمان، آيندهي زيبايي را كه با تلاشهاي دولت خدمتگذار پديدار گرديده است، مشوه گرداند.
حضور بيسابقه ملت ايران در نادرترين انتخابات رياستجمهوري تاريخ انقلاب اسلامي، براي تثبيت قدمهايي است كه چهارسال پيش در جهت حركت بهسوي جامعه عادلانه مهدوي برداشته شده و خط بطلاني است بر تمام فريادها و نعرههايي كه اين روزها گوش ملت نجيب ايران را آزار ميدهد.
ستاد امتداد مهر پيروزي قاطع رئيسجمهور محبوب، مردمي، عدالتطلب و ولايتمدار ايران اسلامي، دكتر محمود احمدينژاد را به محضر رهبر معظم انقلاب، ملت بزرگوار و هوشمند ايران و تمام مستضعفان و آزاديخواهان جهان تبريك ميگويد.
بيشك رأي قاطع مردم به تداوم مبارزه با فساد و اشرافيگري، سؤاستفاده از اموال و مناصب دولتي، ويژهخواري و پديده آقازادگي نشاندهنده عزم راسخ فرزندان واقعي اميرالمؤمنين(ع) در سده پانزدهم هجري قمري براي تحقق دولت كريمه اسلامي است.
ياران و همراهان دولت نهم در ستاد امتداد مهر اين واقعه رشكبرانگيز را از عنايات خداوند سبحان ميدانند و اينك در برار عظمت آن قادر متعال سر به خاك سجده ميسايند و شكر اين نعمت الهي را بجاي ميآورند. به اين اميد كه مقبول درگاه حضرت حق افتد.
همچنين از رهبر فرزانه انقلاب كه با رهبري داهيانه خود در برابر سيل فتنه مقاومت كرده و برخورد پدرانه ايشان در لحظات سخت مشعل فروزان اميد براي فرزندان عدالتطلبشان بوده است، سپاسگذاري مينمايد.
مسئولان و اعضاي ستاد امتداد مهر به نشانه تشكر از مردم شريف ايران و همه محرومين و مستضعفين كه بيشك صاحبان اصلي اين پيروزي بزرگ الهي هستند، دست يكايك ايشان را صميمانه و گرم ميفشارند و رجاي واثق دارند تا از عهده اين منت بزرگ در قبال اين ملت شريف و بزرگوار برآيد.
در انتها از رئيسجمهور محبوبمان نيز به دليل تحمل تمام مصائب، رنجها، تهمتها و افتراها از سوي كسان و ناكسان انقلاب، سپاسگذاريم و بردباري و حلم روزافزون براي برافراشته نگاه داشتن درفش دادگري ملت ايران و تمام مستضعفين جهان از سوي ايشان را از خداوند رحمان و رحيم خواستاريم.
همچنان از جنس مردم
چهار سال پیش ، با پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات سوم تیر ، آن هم در مقابل هاشمی رفسنجانی ، این باور در اندیشه من و بسیاری دیگر شکل گرفت که جمهوری اسلامی ، به اندازه ای وسعت و ظرفیت دارد که افرادی خارج از سیستم قدرت نیز می توانند خود را در معرض رأی مردم قرار دهند و عالی تریم مقامات کشور را عهده دار شوند و الا اگر جز این بود ، مگر می شد از سد سیاستمدار متنفذی چون هاشمی رفسنجانی عبور کرد و به پیروزی رسید؟!
این ، اما تنها دستاورد پیروزی دکتر نبود. درست در نخستین روزهای ریاست جمهوری وی ، پلمپ تأسیسات هسته ای ایران برداشته شد و دانشمندان خانه نشین شده ایرانی ، بار دیگر بر سر کار بازگشتند تا در یک دوره چهار ساله ، چرخه سوخت هسته ای را تکمیل کنند و فرایند اتمی شدن ایران را به نقطه بازگشت ناپذیر برسانند.
موضوع ، البته فقط فناوری هسته ای نبود بلکه فراتر از آن ، حیثیت ملتی بزرگ بود که لگدمال خودخواهی غربی ها و خود کم بینی برخی داخلی ها شده بود ، حیثیتی که اکنون با اقتدار ، اعاده شده و دندان طمع بیگانگان را کشیده است.
می گویند در دولت قبل ، این همه قطعنامه علیه ایران صادر نشد ولی سیاست خارجی دولت نهم به گونه ای بود که شورای امنیت علیه مان قطعنامه داد.
راست می گویند، در دولت قبل ، آمریکا و متحدانش علیه ایران قطعنامه ندادند زیرا بدون آن که قطعنامه ای در کار باشد ، دولت ما همان کاری را انجام می دادکه آنها می خواستند! و مگر چهار تا سانتریفیوژ خاموش و مجتمع قفل خورده هسته ای ، اساساً نیازی هم به قطعنامه غربی ها داشت؟!
احمدی نژاد ، یک کار بزرگ دیگر هم انجام داد و آن ، احیای ادبیات انقلاب اسلامی بود ، ادبیاتی که در گذر سال های سیاست زده پیشین ، اندک اندک به خاطره تبدیل می شد و داشت از یاد مردم می رفت که ساده زیستی ، نوکری مسوولان در برابر مردم ، عدالت جویی و دهها آرمان دیگر ، اهدافی بود که برای تحقق شان انقلاب کرده و برای حفظ شان صدها هزار از بهترین جوانان شان را داده اند.
اما "مردی از جنس مردم" که آمد ، قدرت رسمی ، نه جایگاهی برای سلطه گری ، که بار دیگر ،فرصتی برای خدمت شد و رایحه این خدمتگزاری ، از پایتخت نیز گذر کرد و تا دورترین روستاهای آذربایجان و سواحل خلیج فارس و دریای عمان و خوزستان و خراسان و لرستان و ... رسید.
سفرهای استانی ، ابتکار بزرگی بود که دولت نهم بدان پرداخت و بررسی و حل میدانی مشکلات مردم را عملیاتی کرد.
مخالفانی که این سفرها را "تبلیغی" می نامند ، البته هرگز به دستاورهای آن اشاره ای نمی کنند و نمی گویند که در این سفرها ، بسیاری از مشکلات منطقه ای که سال ها لاینحل مانده بود ، با حضور دولتمردان در محل مشکل ، حل و گره از کار خلق گشوده شد.
دولت احمدی نژاد ، دولت کارهای بزرگ است. طرح تحول اقتصادی که به اذعان همه اقتصاددانان بی طرف ، جراحی گریز ناپذیر اقتصاد ملی است در این دولت طراحی شد و جالب اینجاست کسانی در مقابل آن قد علم کرده اند که سالیان دراز ، خود از بی هدف بودن یارانه ها ناله ها سر می دادند ولی خود هرگز جرأت هدفمند کردن نداشته اند و اینک که دولت چنین جسارتی را به خرج داده ، همه شعارهایشان را فراموش کرده و به سنگ اندازی روی آورده اند چرا که از دیدگاه آنان هر کاری از دولت نهم سر بزند،فارغ از ارزش گذاری کارشناسی ، محکوم است و مذموم !
در دولت نهم ، هر چند بنزین سهمیه بندی شد اما کار بزرگ دیگری نیز استارت خورد و آن حرکت به سمت خودکفایی در تولید بنزین است به گونه ای که تا دو - سه سال آینده ، ایران ، نه تنها بنزین وارد نمی کند ، بلکه به جمع صادر کنندگان بنزین نیز می پیوندد.
به راستی اگر دولت های گذشته ، آینده نگرانه ، به موضوع بنزین می نگریستند و زیرساختهای تولید را فراهم می کردند ، آیا کار به جایی می رسید که امروز ناگزیر از سهمیه بندی شویم؟!
یا به ماجرای پردامنه "سیمان" بنگرید که برای سالیان دراز ، معضل مزمن اقتصاد ملی بود و نوسان قیمت و کمبود و بازار سیاه ، پای ثابت همه قصه های سیمان در این کشور بود ولی اینک ، نه تنها خودکفایی حاصل شده ، بلکه صادرات سیمان نیز از منابع درآمد زایی ملی است و مهم تر از همه این که این محصول استراتژیک ، با قیمت مناسب و به وفور در دسترس مصرف کننده داخلی است.
اگر بخواهم فهرست کارهای مثبت دولت نهم را بیاورم ، حتماً کتابی قطور و چند جلدی خواهد شد از جمله این که میزان خصوصی سازی در دولت نهم 18 برابر سالهای 70 تا 82 بوده است.
تعداد هواپیماهای مسافری که در این دولت وارد ناوگان هوایی کشور شد ، 3 برابر دولت گذشته است.
تعداد پایگاه های اورژانس جاده ای 5 برابر شد.
داستان معوقات اموزش و پرورش که بیش از 15 سال ، نظام آموزشی را می آزرد ، به پایان رسید.
هزاران پروژه ناتمام که پیشتر به فراموشی سپرده شده بودند ، در مدتی کمتر از 4 سال تکمیل شدند و این در حالی است که برخی از این پروژه ها ، بیش از 20 سال بود که متروکه رها شده بودند.
مسکن مهر ، امید را برای خانه دار شدن میلیون ها نفر زنده کرد.
تسهیلات ازدواج ، که قبلاً مبلغی ناچیز بود و ماه ها وقت زوج ها را مصروف خود می کرد ، به رقم آبرومندی رسید که ظرف چند روز پرداخت می شود.
در دولت نهم برای توسعه فازهای جدید پارس جنوبی - که آینده اقتصاد ایران بدان مرتبط است 12 میلیارد دلارسرمایه گذاری مستقیم شد( قابل توجه کسانی که می گویند پول نفت در کجا خرج شد؟!)
ساخت فضای ورزشی به 20 برابر کل دولت های بعد از انقلاب رسید و حتی بسیاری از روستاها نیز به سالن های ورزشی مجهز شدند .ضریب نفوذ اینترنت دو برابر شد ، بیش از کل تاریخ مخابرات ایران ، تلفن ثابت و همراه واگذار گردید.
ارزش کل صادرات غیر نفتی در چهار دولت قبلی ، 53 میلیارد دلار بود ولی دولت نهم به تنهایی موفق شد این رقم را به 57 میلیارد دلار افزایش دهد.
در دوران هشت ساله اصلاحات، مجموعاً 42 هزار پروژه به انجام رسید ولی در چهار سال دولت نهم ، رکورد 98 هزار و 400 پروژه به ثبت رسید که در کل تاریخ کشور بی سابقه است.
در 4 سال فعالیت دولت هشتم 160 هزار میلیارد تومان برای سرمایهگذاری جهت تاسیس واحدهای جدید صنعتی اختصاص یافته بود ، در حالی که این میزان در دولت نهم 500 هزار میلیارد تومان بوده است .
و ... .
من ، به عنوان یک ایرانی، منصفانه نمی دانم که این همه کار را در کنار نقدهای موجود بر دولت نهم نبینم ، خود را به ندیدن بزنم و تجاهل کنم هر چند که سیاست بازان حرفه ای و دور ماندگان از قدرت، بخواهند واقعیت ها را قلب کنند و همچنان به ما دروغ بگویند و بر طبل سیاه نمایی بکوبند.
از این رو ، در قضاوت نهایی ام ، احمدی نژاد را به عنوان یک رئیس جمهور عملگرا و مردمی ، بار دیگر انتخاب خواهم کرد به امید آن که تجربیاتش در دور اول ریاست جمهوری ، کارآمدی مضاعف او را در مدیریت کلان کشور در چهار سال دوم ، به دنبال داشته باشد.
بايدها و نبايدهای ستادهای احمدینژاد
متن بايدها و نبايدهاي ستادهاي حامي دكتر احمدينژاد بدين شرح است:
باسمه تعالي
بايدها و نبايدهاي ما
١. اكنون كه به حكم عشق و عقل و در راه استمرار دولت اسلامي و تداوم گفتمان عدالت و پيشرفت در جهت حمايت از خادم ملت، جناب آقاي دكتر احمدينژاد، همدل و همراه شدهايم، موارد ذيل را به عنوان چارچوب فعاليتها رعايت خواهيم كرد:
٢. تأكيد و ترغيب به حضور فعال و آگاهانه مردم در انتخابات و تبيين حق و تكليف آنان در تعيين سرنوشت اجرايي كشور و تلاش در جهت مشاركت پرشكوه و حداكثري مردم
٣. گفتمان رهبر كبير انقلاب، حضرت امام خميني (ره) و رهبري عزيز انقلاب، راهبرد اصلي ستادهاي مردم در سطح كشور خواهد بود.
٤. منش و رفتار فعالان ستادهاي مردمي ميبايست رنگ و بوي سلوك متواضعانه دكتر احمدينژاد با مردم را داشته باشد. هدف، انجام تكليف بوده و متانت رفتاري و آرامش قلبي لازمه اداي آن است.
٥. رفتار ساده، زيبا و بيپيرايه، پيوست هميشگي فعاليتهاي خالصانه و مؤمنانه ستادهاي حاميان دكتر احمدينژاد بوده و نشاط بسيجي و روحيه فداكاري با الگوگيري از سيره شهداي عزيز منجر به افزايش توفيق و توان ستادها خواهد شد.
٦. به غير از نقد منصفانه و عادلانه برنامهها و سخنان رقبا، هرگونه اهانت و رفتار غيراسلامي و غيراخلاقي نسبت به ديگر نامزدها، با مشي اسلامي مطابقت ندارد. آرمان متعالي دولت اسلامي با بداخلاقي محقق نميشود.
٧. استقامت بينظير دولت اسلامي در برابر باطل و سختيهاي مسير، حاصل نيايشها و توسلات مردم بوده و هست. از اين اكسير حيات بخش و نماز اول وقت نبايد غفلت شود.
٨. ضمن پرهيز از صدور هر نوع ابلاغ و حكم ستادي، از نفوذ عناصر فرصتطلب و يا كاسبكاران قدرتطلب در فعاليتهاي ستاد جلوگيري شود.
٩. ستادهاي دكتر احمدينژاد محل بروز انديشههاي ناب ديني و انقلابي و رفتارهاي اسلامي است كه دولت نهم منادي آنها بوده است: تأكيد بر ضرورت استقرار دولت اسلامي و مراحل پنجگانه رسالت انقلاب اسلامي كه توسط رهبر حكيم انقلاب اعلام شد، تشريح چرايي تقابل احزاب و باندهاي قدرت و ثروت با خواست مردم، مباني اعتقادي و قرآني مهرورزي، عدالت گستري، خدمت به بندگان خدا و پيشرفت و تعالي، تأكيد بر نماز اول وقت و امثال آن.
١٠. با مرور و تبيين هرچه بهتر و بيشتر منطق اصولگرايي ولايتمدار و تشريح پاسخ "چرا احمدينژاد؟" و رفع برخي شبهات رسانهاي، بايد به غنيترشدن ادبيات تبليغ و گسترش مبلغ براي گفتمان عدالت و معنويت در لايههاي مختلف اجتماعي فكر كرد.
١١. استقبالهاي پرشور و كم نظير مردم عزيز در استانها نبايد مايه آسودگي خاطر و كم كاري ما باشد. جدي گرفتن رقابت انتخاباتي براي تحقق آراي قاطع و معنادار دكتر احمدينژاد يك ضرورت است.
١٢. ادبيات آرماني و غيرمنفعلانه و رو به جلو حتي در پاسخگويي به سؤالات و بازگوكردن رويكردها و عملكرد دولت بايد مد نظر باشد.
١٣. توقع اين است كه قواعد اصلي جمعي سرلوحه امور قرار گيرد: جديت و نظم در كار، مسؤوليتپذيري، تواصي به حق و تواصي به صبر، پرهيز از افراط و تفريط و ...
١٤. در تبليغات، از راهبرد چهره به چهره و حلقههاي كوچك ميبايست بهره برد. اين روش مؤثرتر، كم هزينهتر و البته كارآمدتر است.
١٥. در گزارش عملكردها از افراط و تفريط پرهيز شود.
١٦. به ظرفيت دانشگاهها و اساتيد و تشكلهاي ا سلامي پيشتاز دانشجويي براي نهضت سخنرانيها و تبليغات چهره به چهره و نيز توانمندي جوانان حوزوي و روحانيت مكرم در شهرها و محلهها و ... به صورتي ويژه توجه شود.
١٧. فضاي ترويجي و تبليغي را بايد از اعضاي خانواده، اقوام، خويشان، همكاران، هم كلاسها، هم مسجديها و همسايهها آغاز نمود. تبليغات نبايد محدود به فضاي ستادها بماند.
١٨. توجه ويژه به نسل جوان متعهد و اعتماد و واگذاري مسؤوليتها ميتواند به شور و نشاط هر چه بيشتر در ستادها بينجامد. ستادها، زمينه لازم براي آزاد شدن پتانسيلهاي مردمي و ابتكارات و خلاقيتها را فراهم كنند.
١٩. پرهيز از هرگونه برنامه و رفتاري كه شائبه مخدوش شدن صداقت، سلامت و مردمي بودن ستادها را ايجاد مينمايد.
٢٠. ستادها، جاذبه را در حد اعلا و دافعه را در حد ضرورت اعمال نمايند و اجازه دهند هر كس با خلوص نيت قصد كمك به اين راه و آرمان را دارد، در حد توانش فعاليت نمايد.
٢١. استفاده از ابزار هنر و رسانههاي كمهزينه به ويژه رسانههاي ديجيتال ميتواند موجب فراگيرترشدن محتواي تبليغي ستادها باشد.
٢٢. فعاليتهاي ستادها به هيچ وجه نبايد موجب آزار و اذيت همسايگان شود.
٢٣. از سويي بر همگرايي و همدلي با همه كساني كه گفتمان انقلاب اسلامي و مردم را قبول دارند، تاكيد شود ـ و از جانب ديگر ـ گفتمانهاي وارداتي، غيرانقلابي و مقابل با فرهنگ و تمدن اسلام و ايران، مورد نقد قرار گيرند.
تسليت
ارتحال ملکوتی عارف پرهیزکارواستاداخلاق حضرت آیت الله
بهجت رحمة الله عليه رابه پيشگاه آقاامام زمان(عج)،مقام
معظم رهبري،حوزه هاي علميه،مريدان ودوستدارانش و
جهان اسلام تسليت عرض مي نمايم.
چندروز تا 22 خرداد آرايش سياسى در انتخابات دهم
آقاى کروبى شما را چه مى شود ؟!
و اما درباره فحش نامه آقای کروبی اگرچه گفتنی های بسیاری هست ولی در این نوشته تنها به بیان چند نکته بسنده می کنیم:
1- ابتدا باید از آقای کروبی پرسید کدامیک از فحش ها و تهمت هایی که علیه کیهان آورده اید، قبل از شما از سوی رادیوهای بیگانه نظیر اسرائیل و رادیو آمریکا و سایت های سلطنت طلب و ضدانقلاب نثار کیهان و مدیرمسئول آن نشده است؟! خودتان قضاوت کنید. بنابراین از ژرفای دل خدا را شکر می کنیم که به خاطر دفاع از اسلام و نظام اسلامی و خط مبارک امام(ره) مورد عتاب و فحاشی دشمنان تابلودار خارجی قرار گرفته ایم و از همزبانی احتمالا ناخودآگاه برخی دوستان داخلی با آنها عمیقاً متأسفیم.
2- ماجرا این بود که جنابعالی در صفحه اول روزنامه خود با تیتر درشت خطاب به جمهوری اسلامی ایران نوشته بودید «اعدام کودکان را متوقف کنید»! چنانچه گویی همه روزه در ایران اسلامی دهها کودک را به جوخه اعدام می سپارند و جنابعالی خواستار توقف آن شده اید!!
راستی! آقای کروبی مگر دقیقاً در همین روزها رژیم اشغالگر قدس به جرم کودک کشی مورد اعتراض و خشم مردم جهان قرار ندارد؟ و مگر نخست وزیر رژیم صهیونیستی ادعا نمی کند که اتهام کودک کشی را جمهوری اسلامی ایران به اسرائیل وارد کرده است؟ بنابراین اگر ادعای شما خطاب به نظام اسلامی که «کودک کشی را متوقف کنید»! همصدایی-البته ناآگاهانه- با اسرائیل و آمریکا نیست، پس چیست؟! چرا به جای آن که از ادعای اسرائیل پسند خود نگران باشید، به کیهان که این همصدایی را ملامت کرده است فحش می دهید؟! یعنی شما نمی دانید که ادعای شما را دقیقاً و بی کم وکاست اسرائیلی ها علیه ایران اسلامی مطرح کرده اند؟ اگر می دانید که چه عرض کنم؟ و اگر نمی دانید که دانستن این مسائل یکی از مصادیق «سواد» است!
3- جناب کروبی مگر فردای آن روز که تیتر یاد شده را در روزنامه اعتماد ملی چاپ کردید، به خاطر ناروا بودن آن از خوانندگان عذرخواهی نکردید؟ روزنامه تان که موجود است و نمی توانید انکار کنید. بنابراین باید پرسید اگر خودتان اعتراف دارید که ادعای بی جا و سخیفی کرده اید چرا به کیهان که قبل از اعتراف شما به آن اعتراض کرده بود ناسزا می گوئید؟! و چنانچه ادعای خود را قبول دارید چرا عذرخواهی کردید؟!
4- در فحش نامه خود به گونه ای ناشیانه کوشیده اید صورت مسئله را عوض کنید و موضوع اعدام افراد زیر 18 سال را مطرح کرده و از نگارنده، پرسیده اید «شما بر مبنای کدام دانش فقهی و حوزوی متعرض محتوای اعلامیه من درباره ضرورت قانون مجازات افراد زیر 18 سال می شوید؟»
آقای کروبی! چرا طفره می روید؟ موضوع را عوض نکنید! بنده به بحث فقهی شما اعتراض نکرده ام بلکه به ادعای اسرائیل پسند جنابعالی که هم دروغ محض و هم تهمت ناروا به اسلام و انقلاب است اعتراض داشته ام.
ضمناً؛ مگر جای بحث فقهی درباره مجازات اعدام برای افراد کمتر از 18 سال در روزنامه هاست؟ تاکنون کدامیک از فقهای بزرگوار اینگونه بحث ها - دقت کنید بحث درباره موضوع و نه نتیجه آن- را در روزنامه ها مطرح کرده اند؟! آیا بهتر نبود به جای اینهمه آسمان و ریسمان کردن، یک باردیگر بیانیه خود را مرور می کردید و از مردم پوزش می خواستید.
5- حق با شماست! بنده دانش فقهی ندارم ولی اولا؛ مگر بحث فقه است که به دانش فقهی نیاز باشد؟ و ثانیاً؛ مگر دانش فقهی جنابعالی در حد و اندازه ای است که ادعا کرده اید؟! طوری نوشته اید که انگار همه فقهای بزرگ قلم ها را زمین نهاده و دفتر و کتاب ها را کنار گذاشته اند تا نظر فقهی حضرتعالی را بشنوند؟!
6- در فحش نامه کذایی به سوابق خود اشاره کرده و به آن بالیده اید که ضمن تقدیر و تحسین به خاطر اینهمه شکسته نفسی و تواضع!! نظر جنابعالی را به فرمایش تعیین کننده حضرت امام(ره) جلب می کنم که می فرمودند «میزان حال فعلی افراد است» . بنابراین بهتر است برای ارزیابی «حال فعلی» افراد، معیارهای بنیادین امام راحل(ره) را ملاک قضاوت قرار دهیم به یقین می پذیرید که «دو صد گفته چون نیم کردار نیست»! هست؟!
7- اینجانب را به زعم خود ملامت کرده اید که بازجو بوده ام. بنده هیچگاه بازجو نبوده ام ولی بارها ابراز تاسف کرده و می کنم که چرا ثواب بازجو بودن در نظام جمهوری اسلامی ایران که متعلق به حضرت صاحب الزمان(عج) است در نامه اعمال من ثبت نشده است و خدا را شکر می کنم که به لطف او مانند کسانی نیستم که برای کسب قدرت همراه بادهای سیاسی به این سو و آن سو کشیده می شوند و مثلاً در زمان حضرت امام(ره)، گروهک نهضت آزادی را غیرقانونی می دانند و بعدها با همین افراد که به قول امام راحل(ره) آمریکایی هستند، پالوده می خورند و یا یک روز از خط امام دم می زنند و روز دیگر با کسانی که به آن بزرگوار اهانت کرده اند، ائتلاف می کنند! و یا یک روز با حضرت امام(ره) علیه دزدان بیت المال همصدا می شوند و روز دیگر از یک مفسد اقتصادی پولهای کلان می گیرند و... بگذریم که گفتنی در این باره بسیار است و قلم در نیام به صلاح نزدیکتر.
8- مرا متهم کرده اید که علیه -به اصطلاح- روشنفکران قلم زده ام ولی مصلحت ندانسته اید که بفرمائید آنها چه کسانی بوده اند؟ برای کیهان افتخار بزرگی است که علیه دشمنان اسلام و امام و انقلاب قلم زده و هویت واقعی آنها را افشا کرده است. کسانی که؛ «فرهنگ شهادت را خشونت آفرین» می دانستند! اسلام را متعلق به 1400 سال قبل دانسته و قوانین آن را غیرقابل اجرا معرفی می کردند! شهادت امام حسین علیه السلام را نتیجه خشونت طلبی- نستجیربالله- جدش رسول خدا (ص) در جنگ های صدر اسلام می دانستند! کسانی که «انقلاب اسلامی را عامل عقب افتادگی» می نامیدند! آنها که می نوشتند «ائمه اطهار(ع) هم قابل انتقاد هستند»! و یا «اصلی ترین مشکل ما برای برقراری دموکراسی در کشورمان این است که در ایران هنوز خدا نمرده است»! و می نوشتند «منشأ خشونت همین احکام فقهی است»! و «افکار امام خمینی(ره) باید به موزه تاریخ سپرده شود»! و می نوشتند «حجاب و حیای زنان مظهر و نماد عقب افتادگی است»! و...
جناب کروبی! کیهان خدای سبحان را شاکر است که به لطف و عنایت او علیه این جرثومه های فساد و تباهی قلم زده است و از جنابعالی که لباس مقدس روحانیت را بر تن دارید تعجب می کند چرا مقابله کیهان با این جریانات منحرف و ضد خدا و اسلام را جرم می دانید؟! و این سأال جدی مطرح است که چرا حضرتعالی با این جرثومه های فساد و تباهی ائتلاف سیاسی داشته و در مقابل اهانت های صریح - و نه پنهان و مخفی- آنان مهر سکوت بر لب زده و می زنید؟! بدیهی است که نمی توانید لاطائلات مکتوب این عده در جبهه سیاسی وابسته به خود را انکار کنید، چرا که تماماً آشکار و علنی بوده است. و صد البته نمی توانید سکوت خود در برابر این اهانت ها را توجیه بفرمائید! حالا قضاوت بفرمائید شما قابل ملامت هستید که با این جماعت همراه بوده اید یا کیهان که علیه آنها قلم زده است؟! آیا شما حامی روحانیت و فقاهت و مراجع بوده اید؟ یا کسی که با این جرثومه های فاسد در افتاده است؟! جنابعالی به کلام حضرت امیر(ع) در ماجرای کشیدن خلخال از پای دختر یهودی استناد کرده و نتیجه گرفته اید اگر کسی در مقابل اهانت به فلان و فلان بمیرد بر او ملامتی نیست که باید عرض کنم نظرتان درباره کسی که از قصه پرغصه سکوت یک روحانی در مقابل اهانت به رسول خدا(ص) بمیرد چیست؟!
9- راستی! آقای کروبی! آیا جنابعالی شخصیت خود را -نستجیربالله- از رسول خدا(ص)، ائمه اطهار و حضرت امام(ره) برتر می دانید؟ به یقین پاسخ منفی است و ساحت جنابعالی از این اتهام دور است. بنابراین چرا در مقابل اهانت هم حزبی های خویش نسبت به آن بزرگواران سکوت کردید و هنگامی که خودتان به خاطر همزبانی با دشمنان اسلام مورد انتقاد قرار گرفتید، فحش نامه صادر فرمودید؟!
10- نوشته اید «شگفتا که در دوران شاه اعضای حزب توده، رستاخیزی و ساواکی می شدند و به شکنجه و آزار مبارزان انقلابی و زندانیان سیاسی می پرداختند و پس از انقلاب برخی افراد که سابقه وابستگی به گروههای ضد انقلاب داشتند لباس مطبوعاتی می پوشند».
دراین باره لازم است عرض کنم، برخی از افراد یاد شده در حزب و گروه شما بوده اند و اما اینجانب به گواهی پرونده ام هرگز عضو گروهی نبوده و از نوجوانی مقلد حضرت امام(ره) بوده ام. شما می توانید از برخی دوستان خود نظیر آقای سرحدی زاده، کاظم بجنوردی، و سایر زندانیان سیاسی (10 سال تا ابد) بپرسید که چه کسانی جمع زندانیان مسلمان را از جمع منافقین جدا کردند و چه کسانی از طریق ملاقاتی ها و پیام به بیرون زندان با حضرت امام(ره) و یا نمایندگان ایشان تماس گرفته و از ایشان راهنمایی می خواستند و چه کسانی... بگذریم.
11- پرسیده اید که آیا بنده تاکنون ملاقاتی با حضرت امام(ره) داشته ام؟ برای مزید اطلاع جنابعالی باید بگویم؛ آری، بارها توفیق زیارت آن بزرگوار را داشته ام و از جمله، بعد از دستگیری اعضای حزب توده با واسطه شهید محلاتی که در آن زمان نماینده حضرت امام(ره) در سپاه بودند برای مباحثه با احسان طبری درباره مارکسیسم و نقد آن مأموریت یافتم و بعد از بازگشت مرحوم احسان طبری به اسلام- که نتیجه مستقیم مراجعه وی به شخصیت عظیم حضرت امام(ره) و آثار استاد شهید مطهری بود- مورد لطف حضرت امام(ره) نیز قرار گرفتم. شهید محلاتی به ظاهر در میان ما نیست ولی اسناد آن که موجود است. بپرسید و یا به سخنرانی شهید محلاتی در اجتماع پرسنل سپاه پاسداران انقلاب شیراز مراجعه بفرمائید و موارد دیگری که اطلاع از آن برای جنابعالی به آسانی امکانپذیر است.
12- در جای جای فحش نامه خود به انتخابات اشاره فرموده و این پرسش منطقی را بی پاسخ گذاشته اید که مگر به خاطر انتخابات باید دفاع از اسلام و انقلاب را تعطیل کرد؟
13-اگرچه هنوز گفتنی های مستند دیگری باقی است اما فقط به یکی دیگر از اصلی ترین گفتنی ها که جان کلام نیز هست اشاره می شود.
به فحش نامه ای که دیگران برایتان نوشته و جنابعالی امضاء فرموده اید یک نگاه دیگر بیندازید. ملاحظه فرمودید؟! حالا خودتان قضاوت کنید که مخاطب این فحش نامه کیهان است یا در آن، برخی از ضدانقلابیون به بهانه کیهان، بغض ها و کینه های فروخورده خود از امام(ره) و انقلاب را خالی کرده اند؟! اگر کسانی که فحش نامه را برایتان نوشته اند فقط به کیهان فحش داده بودند، هرگز پاسخی نمی دادیم، ولی....
راستی آقای کروبی! نگاهی هم به سایت های ضدانقلاب بیندازید و پیچ رادیوهای بیگانه را بپیچانید، برای شما چه هورایی می کشند و به خاطر فحش نامه کذایی چه تشویق و تقدیری است که پشت سرهم نثارتان می کنند!...یادتان هست که امام(ره) می فرمودند هر وقت دیدید دشمنان اسلام از مواضع و عملکرد شما حمایت می کنند در کار خود شک کنید؟
جناب آقای کروبی!
باور بفرمائید- و چنانچه باور ندارید در آینده ای نزدیک به چشم خود می بینید- که برخی از اطرافیان شما نه فقط کمترین ارادتی به شما ندارند بلکه حضرتعالی را تنها در حد یک بلندگو برای اظهارات ساختارشکنانه می خواهند. چرا؟! آنها در پی آنند که شمارا بیرون از نظام قلمداد کنند تا انتخابات آینده را آنگونه که آمریکایی ها با صراحت اعلام داشته اند به انتخاباتی دو قطبی که یک قطب آن پای در بیرون نظام دارد تبدیل کنند. بدیهی است که حضرتعالی علی رغم انتقادات جدی که به برخی از مواضع و عملکردتان وجود دارد، شخصیتی در حوزه نظام اسلامی هستید همانگونه که آقای مهندس موسوی نیز چنین است. کیهان در پی اثبات این واقعیت است بنابراین اگر هم انتقادی می کند خیرخواهانه و دلسوزانه است حتی اگر لحنی تلخ داشته و گاه با تمثیل ها و لطیفه هایی همراه باشد که فقط تمثیل است و طنز و همانطور که می دانید «مثل عین ممثل» نیست، اما برخی از اطرافیان شما حضرتعالی را بیرون از نظام می پسندند همانها که در گذشته ای نه چندان دور در مقابل شما ایستاده بودند. حالا قضاوت بفرمائید کدام دوست و کدام دشمن است؟

بسيج لشكرمخلص خداست.معماركبيرانقلاب حضرت امام خميني رحمه الله عليه
">


