تبليغاتX
بسيج لشكرمخلص خداست.معماركبيرانقلاب حضرت امام خميني رحمه الله عليه (حامیان مردمی احمدي نژاد( یاران عدالت دست نوشته های یک بسیجی

باز هم ملت ايران پيروز شد

 

ستاد امتداد مهر (ستاد حاميان مردمي حمايت از دكتر احمدي‌نژاد)پيروزي با صدور بيانيه‏اي پيروزي قاطع رئيس‌جمهور محبوب، مردمي، عدالت‌طلب و ولايتمدار ايران اسلامي، دكتر محمود احمدي‌نژاد را به محضر رهبر معظم انقلاب، ملت بزرگوار و هوشمند ايران و تمام مستضعفان و آزاديخواهان جهان تبريك گفت.
متن كامل بيانيه به شرح ذيل است:
اذا جاء نصرالله و الفتح . و رايت الناس يدخلون في دين الله افواجا . فسبح بحمد ربك و استغفره انه كان توابا
باز هم حماسه‌اي ديگر، بازهم نصر و پيروزي ديگر و برگ زريني كه در كتاب تاريخ شكوهمند انقلاب اسلامي ورق مي‌خورد.
ملت عدالت‌طلب و حق‌جوي ايران‌زمين بازهم به همگان ثابت كرد كه در راه تحقق عدالت و مبارزه بي‌امان با ظلم و بيداد سر از پا نمي‌شناسد و بر هر تاريكي و ناپاكي، حتي اگر در زير سايه درختان تنومند اما پوسيده انقلاب پنهان شده باشند، خواهد تاخت.
ملت بزرگوار ايران با بصيرت و تيزبيني ثابت كرد، كه از حق تعيين سرنوشت خود در راه تحقق ارزشهاي والاي اسلامي و انساني استفاده خواهد كرد، و به هيچ احدي اجازه نخواهد داد تا با كدر كردن سپهر روشن و درخشان پيش‌روي ملت و وطن عزيزمان، آينده‌ي زيبايي را كه با تلاشهاي دولت خدمتگذار پديدار گرديده است، مشوه گرداند.
حضور بي‌سابقه ملت ايران در نادرترين انتخابات رياست‌جمهوري تاريخ انقلاب اسلامي، براي تثبيت قدمهايي است كه چهارسال پيش در جهت حركت به‌سوي جامعه عادلانه مهدوي برداشته شده و خط بطلاني است بر تمام فريادها و نعره‌هايي كه اين روزها گوش ملت نجيب ايران را آزار مي‌دهد.
ستاد امتداد مهر پيروزي قاطع رئيس‌جمهور محبوب، مردمي، عدالت‌طلب و ولايتمدار ايران اسلامي، دكتر محمود احمدي‌نژاد را به محضر رهبر معظم انقلاب، ملت بزرگوار و هوشمند ايران و تمام مستضعفان و آزاديخواهان جهان تبريك مي‌گويد.
بي‌شك رأي قاطع مردم به تداوم مبارزه با فساد و اشرافي‌گري، سؤاستفاده از اموال و مناصب دولتي، ويژه‌خواري و پديده آقازادگي نشان‌دهنده عزم راسخ فرزندان واقعي اميرالمؤمنين(ع) در سده پانزدهم هجري قمري براي تحقق دولت كريمه اسلامي است.
ياران و همراهان دولت نهم در ستاد امتداد مهر اين واقعه رشك‌برانگيز را از عنايات خداوند سبحان مي‌دانند و اينك در برار عظمت آن قادر متعال سر به خاك سجده مي‌سايند و شكر اين نعمت الهي را بجاي مي‌آورند. به اين اميد كه مقبول درگاه حضرت حق افتد.
همچنين از رهبر فرزانه انقلاب كه با رهبري داهيانه خود در برابر سيل فتنه مقاومت كرده و برخورد پدرانه ايشان در لحظات سخت مشعل فروزان اميد براي فرزندان عدالت‌طلبشان بوده است، سپاسگذاري مي‌نمايد.
مسئولان و اعضاي ستاد امتداد مهر به نشانه تشكر از مردم شريف ايران و همه محرومين و مستضعفين كه بي‌شك صاحبان اصلي اين پيروزي بزرگ الهي هستند، دست يكايك ايشان را صميمانه و گرم مي‌فشارند و رجاي واثق دارند تا از عهده اين منت بزرگ در قبال اين ملت شريف و بزرگوار برآيد.
در انتها از رئيس‌جمهور محبوبمان نيز به دليل تحمل تمام مصائب، رنج‌ها، تهمت‌ها و افتراها از سوي كسان و ناكسان انقلاب، سپاسگذاريم و بردباري و حلم روزافزون براي برافراشته نگاه داشتن درفش دادگري ملت ايران و تمام مستضعفين جهان از سوي ايشان را از خداوند رحمان و رحيم خواستاريم.

!! نوشته شده توسط سیدعلی | 2:53 | شنبه بیست و سوم خرداد 1388 •

همچنان از جنس مردم

من در روز 22 خرداد 1388 ، نام "دکتر محمود احمدی نژاد" را بر روی برگه رأی خواهم نوشت و به انتظار خواهم نشست که شنبه ، به همراه مردم ایران ، در جشن بزرگ پیروزی "گفتمان خدمت" شرکت کنم.

چهار سال پیش ، با پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات سوم تیر ، آن هم در مقابل هاشمی رفسنجانی ، این باور در اندیشه من و بسیاری دیگر شکل گرفت که جمهوری اسلامی ، به اندازه ای وسعت و ظرفیت دارد که افرادی خارج از سیستم قدرت نیز می توانند خود را در معرض رأی مردم قرار دهند و عالی تریم مقامات کشور را عهده دار شوند و الا اگر جز این بود ، مگر می شد از سد سیاستمدار متنفذی چون هاشمی رفسنجانی عبور کرد و به پیروزی رسید؟!

این ، اما تنها دستاورد پیروزی دکتر نبود. درست در نخستین روزهای ریاست جمهوری وی ، پلمپ تأسیسات هسته ای ایران برداشته شد و دانشمندان خانه نشین شده ایرانی ، بار دیگر بر سر کار بازگشتند تا در یک دوره چهار ساله ، چرخه سوخت هسته ای را تکمیل کنند و فرایند اتمی شدن ایران را به نقطه بازگشت ناپذیر برسانند.
موضوع  ، البته فقط فناوری هسته ای نبود بلکه فراتر از آن ، حیثیت ملتی بزرگ بود که لگدمال خودخواهی غربی ها و خود کم بینی برخی داخلی ها شده بود ، حیثیتی که اکنون با اقتدار ، اعاده شده و دندان طمع بیگانگان را کشیده است.

می گویند در دولت قبل ، این همه قطعنامه علیه ایران صادر نشد ولی سیاست خارجی دولت نهم به گونه ای بود که شورای امنیت علیه مان قطعنامه داد.
راست می گویند، در دولت قبل ، آمریکا و متحدانش علیه ایران قطعنامه ندادند زیرا بدون آن که قطعنامه ای در کار باشد ، دولت ما همان کاری را انجام می دادکه آنها می خواستند!  و مگر چهار تا سانتریفیوژ خاموش و مجتمع قفل خورده هسته ای ، اساساً نیازی هم به قطعنامه غربی ها داشت؟!

احمدی نژاد ، یک کار بزرگ دیگر هم انجام داد و آن ، احیای ادبیات انقلاب اسلامی بود ، ادبیاتی که در گذر سال های سیاست زده پیشین ، اندک اندک به خاطره تبدیل می شد و داشت از یاد مردم می رفت که ساده زیستی ، نوکری مسوولان در برابر مردم ، عدالت جویی و دهها آرمان دیگر ، اهدافی بود که برای تحقق شان انقلاب کرده و برای حفظ شان صدها هزار از بهترین جوانان شان را داده اند.

اما "مردی از جنس مردم" که آمد ، قدرت رسمی ، نه جایگاهی برای سلطه گری ، که بار دیگر ،فرصتی برای خدمت شد و رایحه این خدمتگزاری ، از پایتخت نیز گذر کرد و تا دورترین روستاهای آذربایجان و سواحل خلیج فارس و دریای عمان و خوزستان و خراسان و لرستان و ... رسید.
سفرهای استانی ، ابتکار بزرگی بود که دولت نهم بدان پرداخت و بررسی و حل میدانی مشکلات مردم را عملیاتی کرد.

 مخالفانی که این سفرها را "تبلیغی" می نامند ، البته هرگز به دستاورهای آن اشاره ای نمی کنند و نمی گویند که  در این سفرها ، بسیاری از مشکلات منطقه ای که سال ها لاینحل مانده بود ، با حضور دولتمردان در محل مشکل ، حل و گره از کار خلق گشوده شد.

دولت احمدی نژاد ، دولت کارهای بزرگ است. طرح تحول اقتصادی که به اذعان همه اقتصاددانان بی طرف ، جراحی گریز ناپذیر اقتصاد ملی است در این دولت طراحی شد و جالب اینجاست کسانی در مقابل آن قد علم کرده اند که سالیان دراز ، خود از بی هدف بودن یارانه ها ناله ها سر می دادند ولی خود هرگز جرأت هدفمند کردن نداشته اند و اینک که دولت چنین جسارتی را به خرج داده ، همه شعارهایشان را فراموش کرده و به سنگ اندازی روی آورده اند چرا که از دیدگاه آنان هر کاری از دولت نهم سر بزند،فارغ از ارزش گذاری کارشناسی ، محکوم است و مذموم !

در دولت نهم ، هر چند بنزین سهمیه بندی شد اما کار بزرگ دیگری نیز استارت خورد و آن حرکت به سمت خودکفایی در تولید بنزین است به گونه ای که تا دو - سه سال آینده ، ایران ، نه تنها بنزین وارد نمی کند ، بلکه به جمع صادر کنندگان بنزین نیز می پیوندد.
به راستی اگر دولت های گذشته ، آینده نگرانه ، به موضوع بنزین می نگریستند و زیرساختهای تولید را فراهم می کردند ، آیا کار به جایی می رسید که امروز ناگزیر از سهمیه بندی شویم؟!

یا به ماجرای پردامنه "سیمان" بنگرید که برای سالیان دراز ، معضل مزمن اقتصاد ملی بود و نوسان قیمت و کمبود و بازار سیاه ، پای ثابت همه قصه های سیمان در این کشور بود ولی اینک ، نه تنها خودکفایی حاصل شده ، بلکه صادرات سیمان نیز از منابع درآمد زایی ملی است و مهم تر از همه این که این محصول استراتژیک ، با قیمت مناسب و به وفور در دسترس مصرف کننده داخلی است.

اگر بخواهم فهرست کارهای مثبت دولت نهم را بیاورم ، حتماً کتابی قطور و چند جلدی خواهد شد از جمله این که میزان خصوصی سازی در دولت نهم 18 برابر سال‌های 70 تا 82 بوده است.
تعداد هواپیماهای مسافری که در این دولت وارد ناوگان هوایی کشور شد ، 3 برابر دولت گذشته است.
 تعداد پایگاه های اورژانس جاده ای 5 برابر شد.
 داستان معوقات اموزش و پرورش که بیش از 15 سال ، نظام آموزشی را می آزرد ، به پایان رسید.
هزاران پروژه ناتمام که پیشتر به فراموشی سپرده شده بودند ، در مدتی کمتر از 4 سال تکمیل شدند و این در حالی است که برخی از این پروژه ها ، بیش از 20 سال بود که متروکه رها شده بودند.
مسکن مهر ، امید را برای خانه دار شدن میلیون ها نفر زنده کرد.
 تسهیلات ازدواج ، که قبلاً مبلغی ناچیز بود و ماه ها وقت زوج ها را مصروف خود می کرد ، به رقم آبرومندی رسید که ظرف چند روز پرداخت می شود.

در دولت نهم برای توسعه فازهای جدید پارس جنوبی - که آینده اقتصاد ایران بدان مرتبط است 12 میلیارد دلارسرمایه گذاری مستقیم شد( قابل توجه کسانی که می گویند پول نفت در کجا خرج شد؟!)

ساخت فضای ورزشی  به 20 برابر کل دولت های بعد از انقلاب رسید و حتی بسیاری از روستاها نیز به سالن های ورزشی مجهز شدند .ضریب نفوذ اینترنت دو برابر شد ، بیش از کل تاریخ مخابرات ایران ، تلفن ثابت و همراه واگذار گردید.

ارزش کل صادرات غیر نفتی در چهار دولت قبلی ، 53 میلیارد دلار بود ولی دولت نهم به تنهایی موفق شد این رقم را به 57 میلیارد دلار افزایش دهد. 
در دوران هشت ساله اصلاحات، مجموعاً 42 هزار پروژه به انجام رسید ولی در چهار سال دولت نهم ، رکورد 98 هزار و 400 پروژه به ثبت رسید که در کل تاریخ کشور بی سابقه است.

در 4 سال فعالیت دولت هشتم 160 هزار میلیارد تومان برای سرمایه‌گذاری جهت تاسیس واحدهای جدید صنعتی اختصاص یافته بود ، در حالی که این میزان در دولت نهم 500 هزار میلیارد تومان بوده است .
و ... .

من ، به عنوان یک ایرانی، منصفانه نمی دانم که این همه کار را در کنار نقدهای موجود بر دولت نهم نبینم ، خود را به ندیدن بزنم و تجاهل کنم هر چند که سیاست بازان حرفه ای و دور ماندگان از قدرت، بخواهند واقعیت ها را قلب کنند و همچنان به ما دروغ بگویند و بر طبل سیاه نمایی بکوبند.

از این رو ، در قضاوت نهایی ام ، احمدی نژاد را به عنوان یک رئیس جمهور عملگرا و مردمی ، بار دیگر انتخاب خواهم کرد به امید آن که تجربیاتش در دور اول ریاست جمهوری ، کارآمدی مضاعف او را در مدیریت کلان کشور در چهار سال دوم ، به دنبال داشته باشد.

!! نوشته شده توسط سیدعلی | 0:29 | شنبه دوم خرداد 1388

بايدها و نبايدهای ستادهای احمدی‌نژاد

سيدمجتبي ثمره هاشمي ، رييس ستاد هماهنگي حمايت‌هاي مردمي دكتر احمدي‌نژاد در مراسم آغاز به كار رسمي پايگاه اطلاع رساني ستاد هماهنگي حمايت‌هاي مردمي دكتر احمدي‌نژاد با نام "دولت يار" و با نشاني اينترنتي http://dolateyar.ir بايدها و نبايدهاي ستادهاي حامي را اعلام كرد.

متن بايدها و نبايدهاي ستادهاي حامي دكتر احمدي‌نژاد بدين شرح است:

باسمه تعالي

بايدها و نبايدهاي ما

‌١. اكنون كه به حكم عشق و عقل و در راه استمرار دولت اسلامي و تداوم گفتمان عدالت و پيشرفت در جهت حمايت از خادم ملت، جناب آقاي دكتر احمدي‌نژاد، همدل و همراه شده‌ايم، موارد ذيل را به عنوان چارچوب فعاليت‌ها رعايت خواهيم كرد:

‌٢. تأكيد و ترغيب به حضور فعال و آگاهانه مردم در انتخابات و تبيين حق و تكليف آنان در تعيين سرنوشت اجرايي كشور و تلاش در جهت مشاركت پرشكوه و حداكثري مردم

‌٣. گفتمان رهبر كبير انقلاب، حضرت امام خميني (ره) و رهبري عزيز انقلاب، راهبرد اصلي ستادهاي مردم در سطح كشور خواهد بود.

‌٤. منش و رفتار فعالان ستادهاي مردمي مي‌بايست رنگ و بوي سلوك متواضعانه دكتر احمدي‌نژاد با مردم را داشته باشد. هدف، انجام تكليف بوده و متانت رفتاري و آرامش قلبي لازمه اداي آن است.

‌٥. رفتار ساده، زيبا و بي‌پيرايه، پيوست هميشگي فعاليت‌هاي خالصانه و مؤمنانه ستادهاي حاميان دكتر احمدي‌نژاد بوده و نشاط بسيجي و روحيه فداكاري با الگوگيري از سيره شهداي عزيز منجر به افزايش توفيق و توان ستادها خواهد شد.

‌٦. به غير از نقد منصفانه و عادلانه برنامه‌ها و سخنان رقبا، هرگونه اهانت و رفتار غيراسلامي و غيراخلاقي نسبت به ديگر نامزدها، با مشي اسلامي مطابقت ندارد. آرمان متعالي دولت اسلامي با بداخلاقي محقق نمي‌شود.

‌٧. استقامت بي‌نظير دولت اسلامي در برابر باطل و سختي‌هاي مسير، حاصل نيايش‌ها و توسلات مردم بوده و هست. از اين اكسير حيات بخش و نماز اول وقت نبايد غفلت شود.

‌٨. ضمن پرهيز از صدور هر نوع ابلاغ و حكم ستادي، از نفوذ عناصر فرصت‌طلب و يا كاسب‌كاران قدرت‌طلب در فعاليتهاي ستاد جلوگيري شود.

‌٩. ستادهاي دكتر احمدي‌نژاد محل بروز انديشه‌هاي ناب ديني و انقلابي و رفتارهاي اسلامي است كه دولت نهم منادي آنها بوده است: تأكيد بر ضرورت استقرار دولت اسلامي و مراحل پنجگانه رسالت انقلاب اسلامي كه توسط رهبر حكيم انقلاب اعلام شد، تشريح چرايي تقابل احزاب و باندهاي قدرت و ثروت با خواست مردم، مباني اعتقادي و قرآني مهرورزي، عدالت گستري، خدمت به بندگان خدا و پيشرفت و تعالي، تأكيد بر نماز اول وقت و امثال آن.

‌١٠. با مرور و تبيين هرچه بهتر و بيشتر منطق اصول‌گرايي ولايت‌مدار و تشريح پاسخ "چرا احمدي‌نژاد؟" و رفع برخي شبهات رسانه‌اي، بايد به غني‌ترشدن ادبيات تبليغ و گسترش مبلغ براي گفتمان عدالت و معنويت در لايه‌هاي مختلف اجتماعي فكر كرد.

‌١١. استقبال‌هاي پرشور و كم نظير مردم عزيز در استانها نبايد مايه آسودگي خاطر و كم كاري ما باشد. جدي گرفتن رقابت انتخاباتي براي تحقق آراي قاطع و معنادار دكتر احمدي‌نژاد يك ضرورت است.

‌١٢. ادبيات آرماني و غيرمنفعلانه و رو به جلو حتي در پاسخگويي به سؤالات و بازگوكردن رويكردها و عملكرد دولت بايد مد نظر باشد.

‌١٣. توقع اين است كه قواعد اصلي جمعي سرلوحه امور قرار گيرد: جديت و نظم در كار، مسؤوليت‌پذيري، تواصي به حق و تواصي به صبر، پرهيز از افراط و تفريط و ...

‌١٤. در تبليغات، از راهبرد چهره به چهره و حلقه‌هاي كوچك مي‌بايست بهره برد. اين روش مؤثرتر، كم هزينه‌تر و البته كارآمدتر است.

‌١٥. در گزارش عملكردها از افراط و تفريط پرهيز شود.

‌١٦. به ظرفيت دانشگاهها و اساتيد و تشكلهاي ا سلامي پيشتاز دانشجويي براي نهضت سخنرانيها و تبليغات چهره به چهره و نيز توانمندي جوانان حوزوي و روحانيت مكرم در شهرها و محله‌ها و ... به صورتي ويژه توجه شود.

‌١٧. فضاي ترويجي و تبليغي را بايد از اعضاي خانواده، اقوام، خويشان، همكاران، هم كلاسها، هم مسجدي‌ها و همسايه‌ها آغاز نمود. تبليغات نبايد محدود به فضاي ستادها بماند.

‌١٨. توجه ويژه به نسل جوان متعهد و اعتماد و واگذاري مسؤوليتها مي‌تواند به شور و نشاط هر چه بيشتر در ستادها بينجامد. ستادها، زمينه لازم براي آزاد شدن پتانسيلهاي مردمي و ابتكارات و خلاقيتها را فراهم كنند.

‌١٩. پرهيز از هرگونه برنامه و رفتاري كه شائبه مخدوش شدن صداقت، سلامت و مردمي بودن ستادها را ايجاد مي‌نمايد.

‌٢٠. ستادها، جاذبه را در حد اعلا و دافعه را در حد ضرورت اعمال نمايند و اجازه دهند هر كس با خلوص نيت قصد كمك به اين راه و آرمان را دارد، در حد توانش فعاليت نمايد.

‌٢١. استفاده از ابزار هنر و رسانه‌هاي كم‌هزينه به ويژه رسانه‌هاي ديجيتال مي‌تواند موجب فراگيرترشدن محتواي تبليغي ستادها باشد.

‌٢٢. فعاليتهاي ستادها به هيچ وجه نبايد موجب آزار و اذيت همسايگان شود.

‌٢٣. از سويي بر همگرايي و همدلي با همه كساني كه گفتمان انقلاب اسلامي و مردم را قبول دارند، تاكيد شود ـ و از جانب ديگر ـ گفتمانهاي وارداتي، غيرانقلابي و مقابل با فرهنگ و تمدن اسلام و ايران، مورد نقد قرار گيرند.
!! نوشته شده توسط سیدعلی | 22:19 | دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 •

تسليت

ارتحال ملکوتی عارف پرهیزکارواستاداخلاق حضرت آیت الله

بهجت رحمة الله عليه رابه پيشگاه آقاامام زمان(عج)،مقام

 معظم رهبري،حوزه هاي علميه،مريدان ودوستدارانش و

جهان اسلام تسليت عرض مي نمايم.

!! نوشته شده توسط سیدعلی | 23:0 | یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388

چندروز تا 22 خرداد آرايش سياسى در انتخابات دهم

چندروزی مانده به انتخابات ریاست جمهوری دهم، آرایش سیاسی کاندیداها و جناح های سیاسی حامی آنها تقریباً به طور کامل شکل گرفته و فضای سیاسی کشور در حال ورود به فاز  «عملیات انتخاباتی» است. با پایان یافتن مهلت ثبت نام و مشخص شدن «کاندیداهای قطعی»  اکنون با اطمینان می توان گفت که  داستان «آمدن و نیامدن»- که چند ماهی فوق العاده گرم بود- تمام شده و صحنه انتخابات از حیث کاندیداهایی که تصمیم به رقابت گرفته اند کاملاً روشن است. به دنبال واضح شدن آرایش کاندیداها، طی روزهای گذشته احزاب و گروه های سیاسی هم در حال شفاف کردن  موضع خود و اتخاذ تصمیم در حمایت کاندیداهای مورد نظر خود هستند. کاندیداها ظاهراً بیش از آنکه به جلب حمایت احزاب و گروه ها توجه داشته باشند در حال برنامه ریزی برای «عملیات های انتخاباتی» خود در یک ماه منتهی به انتخابات خصوصاً مسئله تبلیغات و حضور در برنامه های تلویزیونی هستند.
گذشته از همه اینها، شور و حال انتخاباتی در فضای عمومی جامعه نیز هر روز بیشتر از روز قبل می شود. تلفیق آخرین نظرسنجی ها توسط نهادهای مختلف همچنان از فاصله زیاد کاندیدای اصولگرایان با رقبای خود حکایت دارد، ضمناً حاکی از این  واقعیت هم هست که با نزدیک شدن به ایام انتخابات به سرعت به تعداد کسانی که حضور خود در انتخابات را «قطعی» اعلام می کنند،  افزوده می شود و هم اکنون جمع بندی نظرسنجی ها نشان می دهد که مشارکت در انتخابات 22 خرداد حداقل بالای 60 درصد خواهد بود. نکته مهم در این میان این است که مطابق نظرسنجی های موجود هر چه تعداد رای دهندگان افزایش پیدا می کند، «سرعت رشد» رای کاندیدای اصولگرا نیز بالاتر می رود اما رای کاندیداهای اصلاح طلب از حدود 2 هفته پیش  کاملاً ثابت مانده و نوسان آن بسیار اندک است. گزارش حاضر به اختصار تمام آرایش صحنه سیاسی کشور را توصیف می کند.
احمدی نژاد، مرد آرام
در صحنه ناآرام
محمود احمدی نژاد که ستاد انتخاباتی رسمی تشکیل نداده  اکنون کاندیدای اجماعی بخش اعظم اصولگرایان است. اگرچه جریان های مختلفی در ماه های اخیر تلاش کردند با متقاعد کردن برخی چهره های مطرح اصولگرا به کاندیداتوری و ایجاد انشقاق وسیع در میان اصولگرایان سبد رای احمدی نژاد را بشکنند و شرایط را برای - حداقل- رفتن انتخابات به دور دوم مهیا کنند اما به نظر می رسد که این پروژه در یافتن «مصداق» مناسب دچار مشکلات جدی شده و حالا که ثبت نام کاندیداها به پایان رسیده روشن است که  به جز محسن رضایی- که  به نظر می رسد رای او پایین تر از همه کاندیداهای حاضر در صحنه  باشد - هیچ یک از چهره های مطرح مورد نظر جریان فوق حاضر به پذیرش و ریسک ایجاد شکاف  میان اصولگرایان نشده استاز سوی دیگر، با وجود اینکه احمدی نژاد عملاً تمرکز خود را بر ارتباط گیری مستقیم با مردم، پاسخ به شبهات و به قول خودش «کار تا ثانیه آخر» قرار داده تقریباً تمامی گروه های اصلی اصولگرا از جمله جمعیت ایثارگران و جبهه پیروان خط امام و رهبری از او حمایت کرده اند و او در میان نخبگان سیاسی جریان اصولگرا دارای حمایت کامل است. گرچه همواره از آنها خواسته «به تکلیف خود عمل کنند». او اکنون در تمامی نظرسنجی ها حتی نظرسنجی های داخلی اصلاح طلبان با فاصله ای جدی از رقبای خود پیش تر است.
موسوی منحنی با شیب ثابت
میرحسین موسوی اگرچه تصور می کرد که به سرعت بدل به کاندیدای اجماعی اصلاح طلبان خواهد شد اما اکنون تقریباً واضح است که وی نه در «الیت سیاسی» و نه در «بدنه اجتماعی» موفق به شکل دهی هیچ نوعی از اجماعی نشده است. موسوی در 5/1 ماه گذشته با هجوم وسیع تندروهای اصلاح طلب به سمت خود مواجه بوده و در موارد مهمی نیز با آنها به «ائتلاف کاری» رسیده است. حزب مشارکت از طریق یکی از اعضای شورای مرکزی خود اکنون نقشی مهم در چینش ستادهای استانی او دارد و سازمان مجاهدین نیز عملاً نقش لیدر فکری و جریان گفتمان ساز را در اردوگاه وی به عهده گرفته است. اگرچه پروژه تندروها برای تسخیر کامل اردوگاه موسوی دقیقاً به آن نحو که آنها می خواستند عملیاتی نشده اما موسوی ، آزادی عمل فراوانی به حامیان خاتمی که برخی از آنها حتی با اکراه وی مواجهند، داده است.
ستاد میرحسین موسوی که تقریباً حمایت تمامی احزاب و گروه های حامی خاتمی را پشت سر خود دارد عمده برنامه ریزی های خود را بر دو دهه منتهی به انتخابات متمرکز کرده و با نام نهادن آنها به عنوان دهه های «تبلیغ» و «ترویج» درصدد استفاده وسیع از نهادهای مذهبی از جمله رنگ سبز در تبلیغات انتخاباتی خود است. به لحاظ گفتمانی نیز خود او در این مدت اگرچه سعی کرده نشان دهد که اصلاح طلب به معنای دوم خردادی کلمه نیست اما این موضوع را هم روشن ساخته که «اصولگرا» هم نیست و برای خود مدلی شبهه مستقل قائل است. اصلاح طلبان البته عقیده دارند موسوی عمداً در اظهار نزدیکی به آنها کم می گذارد و از جمله گله دارند که او «به  طمع رأی اصولگرایان در حال از دست دادن رأی اصلاح طلبان است» اما آنچه از مواضع علنی موسوی می توان فهمید این است که او قصد هیچگونه تعریض جدی به عملکرد اصلاح طلبان ندارد و دائماً تاکید می کند که آنها دوستان نزدیک او هستند و در دوران مسئولیت آنها هرگز برای امام و انقلاب احساس خطر نکرده است. اصلاح طلبان اکنون در این باره اجماع دارند که مهم ترین مشکل موسوی «ناتوانی از ایجاد برانگیختگی اجتماعی» است- کاری که به قول یکی از بزرگان اصلاح طلب در وهله اول خود کاندیدا باید انجام دهد نه ستادهایش - و همچنان همه آنها در تدارک راهی برای جبران این نقیصه اند. «سرمایه گذاری روی سبد رأی خاتمی» از طریق نزدیک شدن بیشتر به چهره های تندرو آخرین پیشنهاد بخشی از جریانات دوم خردادی به موسوی برای شکستن وضع نه چندان مناسب فعلی است.
کروبی، شیخ در دام
مهدی کروبی جزو پدیده هایی در انتخابات دهم است که سرنوشت او در دو ماه پایانی به شکلی متفاوت از آنچه پیش تر بود در حال رقم خوردن است. تا حدود 5/1ماه پیش، کروبی عمده تلاش سیاسی خود را بر مرزبندی با جناح تندرو جبهه اصلاحات قرار داده و تلاش می کرد تمایز میان خود و آنها را شفاف  کند. اما مدتی است که اردوگاه او وضعیتی کاملاً متفاوت پیدا کرده و بخشی از جریاناتی که در ساختارشکنی و داشتن سوابق ضدیت با نظام تابلودار و شهره هستند،  توانسته اند  اردوگاه شیخ را به تسخیر خود درآورند. از مجموعه قرائن می توان فهمید که این افراد با دو هدف عمده در ستاد کروبی اجتماع کرده اند: 1- بهره مندی از منابع مالی تقریباً وسیعی که در ستاد کروبی موجود است و 2-تعقیب هدفی که خود در برخی محافل آن را «تیراندازی به نظام از سنگر کروبی» نامیده اند. تحلیل برخی از اطرافیان تندرو کروبی این است که کروبی سنگر امنی برای تهاجم به نظام است و می توان در این سنگر نشست و حملاتی سنگین علیه ارکان نظام و انقلاب تدارک دید. شیخ خود به احتمال فراوان از این قصه مطلع نیست و اطرافیانش را انسان هایی صدیق می پندارد که درصدد «جمع کردن رای» برای او هستند  اما حقیقت قضیه این است که این عده تنها درصدد سوءاستفاده از وی و مطرح کردن بحث هایی هستند که به قول خودشان «جای دیگر نمی توان به آنها پرداخت». دو بیانیه به امضای کروبی، یکی در انتقاد از اعدام کودکان(؟!) و دیگری درباره اقلیت ها، قومیت ها و دانشجویان محروم از حق تحصیل حلقه هایی از همین پروژه بوده و فازهای دیگری هم در راه است.
در کنار پروژه «سوءاستفاده تندروها از کروبی» البته یک داستان موازی هم وجود دارد و آن تلاش همین عده برای کنار بردن کروبی از صحنه انتخابات «در شرایط مقتضی» است.
برخی از اطرافیان کروبی هم اکنون در حال مذاکراتی با حامیان خاتمی و موسوی هستند که روشی برای «براندن»، و خلوت کردن صحنه به نفع موسوی بیابند. از جمله اخباری در  دست است که نشان می دهد یکی از افراد مورد اعتماد کروبی که در انجام نظرسنجی های خاص سابقه دار است، پذیرفته نظرسنجی جدیدی «تولید» کند و در آن رای شیخ را فوق العاده پایین محاسبه  نماید. مهدی کروبی برای اصولگرایان اکنون بیش از آنکه مایه نگرانی انتخاباتی باشد از حیث  قربانی شدن او پیش پای جماعتی مایه نگرانی است که در  ریختن آبروی بزرگان مهارتی بی بدیل و سابقه ای  شناخته شده دارند.
محسن رضایی
در جست وجوی ائتلاف
محسن رضایی آخرین چهره مطرحی است که در انتخابات ریاست جمهوری  دهم ثبت نام کرده است. وی اگرچه خود را بخشی از جریان اصولگرا می داند اما اعلام کرده است که در دولت ائتلافی خود از همه نیروهای سیاسی حتی اصلاح طلبان استفاده خواهد کرد.
تئوری سیاسی پشت سر حضور رضایی «جمع کردن ریزش های رای احمدی نژاد» است که بسیاری آن را غیرمنطبق با واقعیات می دانند.
رضایی در مدت کوتاه حضور خود در صحنه انتخابات بیشتر به انتقاد  از دولت پرداخته و کمتر متعرض اصلاح طلبان شده است.
!! نوشته شده توسط سیدعلی | 14:36 | سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 •

آقاى کروبى شما را چه مى شود ؟!

دیروز آقای کروبی در اقدامی که از یک روحانی بعید به نظر می رسید فحش نامه مفصلی علیه اینجانب و کیهان صادر کرد متن این فحش نامه به طور همزمان در روزنامه های زنجیره ای و سایت های ضدانقلاب به اصلی ترین خبر تبدیل شد و دو روزنامه اعتماد و اعتمادملی آن را به عنوان تیتر اول خود برگزیدند که انشاءالله این هماهنگی برخی از اصلاحاتچی های داخلی و سایت های ضدانقلاب خارجی مثل دهها و صدها مورد دیگر تصادفی! بوده باشد.
و اما درباره فحش نامه آقای کروبی اگرچه گفتنی های بسیاری هست ولی در این نوشته تنها به بیان چند نکته بسنده می کنیم:
1- ابتدا باید از آقای کروبی پرسید کدامیک از فحش ها و تهمت هایی که علیه کیهان آورده اید، قبل از شما از سوی رادیوهای بیگانه نظیر اسرائیل و رادیو آمریکا و سایت های سلطنت طلب و ضدانقلاب نثار کیهان و مدیرمسئول آن نشده است؟! خودتان قضاوت کنید. بنابراین از ژرفای دل خدا را شکر می کنیم که به خاطر دفاع از اسلام و نظام اسلامی و خط مبارک امام(ره) مورد عتاب و فحاشی دشمنان تابلودار خارجی قرار گرفته ایم و از همزبانی احتمالا ناخودآگاه برخی دوستان داخلی با آنها عمیقاً متأسفیم.
2- ماجرا این بود که جنابعالی در صفحه اول روزنامه خود با تیتر درشت خطاب به جمهوری اسلامی ایران نوشته بودید «اعدام کودکان را متوقف کنید»! چنانچه گویی همه روزه در ایران اسلامی دهها کودک را به جوخه اعدام می سپارند و جنابعالی خواستار توقف آن شده اید!!
راستی! آقای کروبی مگر دقیقاً در همین روزها رژیم اشغالگر قدس به جرم کودک کشی مورد اعتراض و خشم مردم جهان قرار ندارد؟ و مگر نخست وزیر رژیم صهیونیستی ادعا نمی کند که اتهام کودک کشی را جمهوری اسلامی ایران به اسرائیل وارد کرده است؟ بنابراین اگر ادعای شما خطاب به نظام اسلامی که «کودک کشی را متوقف کنید»! همصدایی-البته ناآگاهانه- با اسرائیل و آمریکا نیست، پس چیست؟! چرا به جای آن که از ادعای اسرائیل پسند خود نگران باشید، به کیهان که این همصدایی را ملامت کرده است فحش می دهید؟! یعنی شما نمی دانید که ادعای شما را دقیقاً و بی کم وکاست اسرائیلی ها علیه ایران اسلامی مطرح کرده اند؟ اگر می دانید که چه عرض کنم؟ و اگر نمی دانید که دانستن این مسائل یکی از مصادیق «سواد» است!
3- جناب کروبی مگر فردای آن روز که تیتر یاد شده را در روزنامه اعتماد ملی چاپ کردید، به خاطر ناروا بودن آن از خوانندگان عذرخواهی نکردید؟ روزنامه تان که موجود است و نمی توانید انکار کنید. بنابراین باید پرسید اگر خودتان اعتراف دارید که ادعای بی جا و سخیفی کرده اید چرا به کیهان که قبل از اعتراف شما به آن اعتراض کرده بود ناسزا می گوئید؟! و چنانچه ادعای خود را قبول دارید چرا عذرخواهی کردید؟!
4- در فحش نامه خود به گونه ای ناشیانه کوشیده اید صورت مسئله را عوض کنید و موضوع اعدام افراد زیر 18 سال را مطرح کرده و از نگارنده، پرسیده اید «شما بر مبنای کدام دانش فقهی و حوزوی متعرض محتوای اعلامیه من درباره ضرورت قانون مجازات افراد زیر 18 سال می شوید؟»
آقای کروبی! چرا طفره می روید؟ موضوع را عوض نکنید! بنده به بحث فقهی شما اعتراض نکرده ام بلکه به ادعای اسرائیل پسند جنابعالی که هم دروغ محض و هم تهمت ناروا به اسلام و انقلاب است اعتراض داشته ام.
ضمناً؛ مگر جای بحث فقهی درباره مجازات اعدام برای افراد کمتر از 18 سال در روزنامه هاست؟ تاکنون کدامیک از فقهای بزرگوار اینگونه بحث ها - دقت کنید بحث درباره موضوع و نه نتیجه آن- را در روزنامه ها مطرح کرده اند؟! آیا بهتر نبود به جای اینهمه آسمان و ریسمان کردن، یک باردیگر بیانیه خود را مرور می کردید و از مردم پوزش می خواستید.
5- حق با شماست! بنده دانش فقهی ندارم ولی اولا؛ مگر بحث فقه است که به دانش فقهی نیاز باشد؟ و ثانیاً؛ مگر دانش فقهی جنابعالی در حد و اندازه ای است که ادعا کرده اید؟! طوری نوشته اید که انگار همه فقهای بزرگ قلم ها را زمین نهاده و دفتر و کتاب ها را کنار گذاشته اند تا نظر فقهی حضرتعالی را بشنوند؟!
6- در فحش نامه کذایی به سوابق خود اشاره کرده و به آن بالیده اید که ضمن تقدیر و تحسین به خاطر اینهمه شکسته نفسی و تواضع!! نظر جنابعالی را به فرمایش تعیین کننده حضرت امام(ره) جلب می کنم که می فرمودند «میزان حال فعلی افراد است» . بنابراین بهتر است برای ارزیابی «حال فعلی» افراد، معیارهای بنیادین امام راحل(ره) را ملاک قضاوت قرار دهیم به یقین می پذیرید که «دو صد گفته چون نیم کردار نیست»! هست؟!
7- اینجانب را به زعم خود ملامت کرده اید که بازجو بوده ام. بنده هیچگاه بازجو نبوده ام ولی بارها ابراز تاسف کرده و می کنم که چرا ثواب بازجو بودن در نظام جمهوری اسلامی ایران که متعلق به حضرت صاحب الزمان(عج) است در نامه اعمال من ثبت نشده است و خدا را شکر می کنم که به لطف او مانند کسانی نیستم که برای کسب قدرت همراه بادهای سیاسی به این سو و آن سو کشیده می شوند و مثلاً در زمان حضرت امام(ره)، گروهک نهضت آزادی را غیرقانونی می دانند و بعدها با همین افراد که به قول امام راحل(ره) آمریکایی هستند، پالوده می خورند و یا یک روز از خط امام دم می زنند و روز دیگر با کسانی که به آن بزرگوار اهانت کرده اند، ائتلاف می کنند! و یا یک روز با حضرت امام(ره) علیه دزدان بیت المال همصدا می شوند و روز دیگر از یک مفسد اقتصادی پولهای کلان می گیرند و... بگذریم که گفتنی در این باره بسیار است و قلم در نیام به صلاح نزدیکتر.
8- مرا متهم کرده اید که علیه -به اصطلاح- روشنفکران قلم زده ام ولی مصلحت ندانسته اید که بفرمائید آنها چه کسانی بوده اند؟ برای کیهان افتخار بزرگی است که علیه دشمنان اسلام و امام و انقلاب قلم زده و هویت واقعی آنها را افشا کرده است. کسانی که؛ «فرهنگ شهادت را خشونت آفرین» می دانستند! اسلام را متعلق به 1400 سال قبل دانسته و قوانین آن را غیرقابل اجرا معرفی می کردند! شهادت امام حسین علیه السلام را نتیجه خشونت طلبی- نستجیربالله- جدش رسول خدا (ص) در جنگ های صدر اسلام می دانستند! کسانی که «انقلاب اسلامی را عامل عقب افتادگی» می نامیدند! آنها که می نوشتند «ائمه اطهار(ع) هم قابل انتقاد هستند»! و یا «اصلی ترین مشکل ما برای برقراری دموکراسی در کشورمان این است که در ایران هنوز خدا نمرده است»! و می نوشتند «منشأ خشونت همین احکام فقهی است»! و «افکار امام خمینی(ره) باید به موزه تاریخ سپرده شود»! و می نوشتند «حجاب و حیای زنان مظهر و نماد عقب افتادگی است»! و...
جناب کروبی! کیهان خدای سبحان را شاکر است که به لطف و عنایت او علیه این جرثومه های فساد و تباهی قلم زده است و از جنابعالی که لباس مقدس روحانیت را بر تن دارید تعجب می کند چرا مقابله کیهان با این جریانات منحرف و ضد خدا و اسلام را جرم می دانید؟! و این سأال جدی مطرح است که چرا حضرتعالی با این جرثومه های فساد و تباهی ائتلاف سیاسی داشته و در مقابل اهانت های صریح - و نه پنهان و مخفی- آنان مهر سکوت بر لب زده و می زنید؟! بدیهی است که نمی توانید لاطائلات مکتوب این عده در جبهه سیاسی وابسته به خود را انکار کنید، چرا که تماماً آشکار و علنی بوده است. و صد البته نمی توانید سکوت خود در برابر این اهانت ها را توجیه بفرمائید! حالا قضاوت بفرمائید شما قابل ملامت هستید که با این جماعت همراه بوده اید یا کیهان که علیه آنها قلم زده است؟! آیا شما حامی روحانیت و فقاهت و مراجع بوده اید؟ یا کسی که با این جرثومه های فاسد در افتاده است؟! جنابعالی به کلام حضرت امیر(ع) در ماجرای کشیدن خلخال از پای دختر یهودی استناد کرده و نتیجه گرفته اید اگر کسی در مقابل اهانت به فلان و فلان بمیرد بر او ملامتی نیست که باید عرض کنم نظرتان درباره کسی که از قصه پرغصه سکوت یک روحانی در مقابل اهانت به رسول خدا(ص) بمیرد چیست؟!
9- راستی! آقای کروبی! آیا جنابعالی شخصیت خود را -نستجیربالله- از رسول خدا(ص)، ائمه اطهار و حضرت امام(ره) برتر می دانید؟ به یقین پاسخ منفی است و ساحت جنابعالی از این اتهام دور است. بنابراین چرا در مقابل اهانت هم حزبی های خویش نسبت به آن بزرگواران سکوت کردید و هنگامی که خودتان به خاطر همزبانی با دشمنان اسلام مورد انتقاد قرار گرفتید، فحش نامه صادر فرمودید؟!
10- نوشته اید «شگفتا که در دوران شاه اعضای حزب توده، رستاخیزی و ساواکی می شدند و به شکنجه و آزار مبارزان انقلابی و زندانیان سیاسی می پرداختند و پس از انقلاب برخی افراد که سابقه وابستگی به گروههای ضد انقلاب داشتند لباس مطبوعاتی می پوشند».
دراین باره لازم است عرض کنم، برخی از افراد یاد شده در حزب و گروه شما بوده اند و اما اینجانب به گواهی پرونده ام هرگز عضو گروهی نبوده و از نوجوانی مقلد حضرت امام(ره) بوده ام. شما می توانید از برخی دوستان خود نظیر آقای سرحدی زاده، کاظم بجنوردی، و سایر زندانیان سیاسی (10 سال تا ابد) بپرسید که چه کسانی جمع زندانیان مسلمان را از جمع منافقین جدا کردند و چه کسانی از طریق ملاقاتی ها و پیام به بیرون زندان با حضرت امام(ره) و یا نمایندگان ایشان تماس گرفته و از ایشان راهنمایی می خواستند و چه کسانی... بگذریم.
11- پرسیده اید که آیا بنده تاکنون ملاقاتی با حضرت امام(ره) داشته ام؟ برای مزید اطلاع جنابعالی باید بگویم؛ آری، بارها توفیق زیارت آن بزرگوار را داشته ام و از جمله، بعد از دستگیری اعضای حزب توده با واسطه شهید محلاتی که در آن زمان نماینده حضرت امام(ره) در سپاه بودند برای مباحثه با احسان طبری درباره مارکسیسم و نقد آن مأموریت یافتم و بعد از بازگشت مرحوم احسان طبری به اسلام- که نتیجه مستقیم مراجعه وی به شخصیت عظیم حضرت امام(ره) و آثار استاد شهید مطهری بود- مورد لطف حضرت امام(ره) نیز قرار گرفتم. شهید محلاتی به ظاهر در میان ما نیست ولی اسناد آن که موجود است. بپرسید و یا به سخنرانی شهید محلاتی در اجتماع پرسنل سپاه پاسداران انقلاب شیراز مراجعه بفرمائید و موارد دیگری که اطلاع از آن برای جنابعالی به آسانی امکانپذیر است.
12- در جای جای فحش نامه خود به انتخابات اشاره فرموده و این پرسش منطقی را بی پاسخ گذاشته اید که مگر به خاطر انتخابات باید دفاع از اسلام و انقلاب را تعطیل کرد؟
13-اگرچه هنوز گفتنی های مستند دیگری باقی است اما فقط به یکی دیگر از اصلی ترین گفتنی ها که جان کلام نیز هست اشاره می شود.
به فحش نامه ای که دیگران برایتان نوشته و جنابعالی امضاء فرموده اید یک نگاه دیگر بیندازید. ملاحظه فرمودید؟! حالا خودتان قضاوت کنید که مخاطب این فحش نامه کیهان است یا در آن، برخی از ضدانقلابیون به بهانه کیهان، بغض ها و کینه های فروخورده خود از امام(ره) و انقلاب را خالی کرده اند؟! اگر کسانی که فحش نامه را برایتان نوشته اند فقط به کیهان فحش داده بودند، هرگز پاسخی نمی دادیم، ولی....
راستی آقای کروبی! نگاهی هم به سایت های ضدانقلاب بیندازید و پیچ رادیوهای بیگانه را بپیچانید، برای شما چه هورایی می کشند و به خاطر فحش نامه کذایی چه تشویق و تقدیری است که پشت سرهم نثارتان می کنند!...یادتان هست که امام(ره) می فرمودند هر وقت دیدید دشمنان اسلام از مواضع و عملکرد شما حمایت می کنند در کار خود شک کنید؟
جناب آقای کروبی!
باور بفرمائید- و چنانچه باور ندارید در آینده ای نزدیک به چشم خود می بینید- که برخی از اطرافیان شما نه فقط کمترین ارادتی به شما ندارند بلکه حضرتعالی را تنها در حد یک بلندگو برای اظهارات ساختارشکنانه می خواهند. چرا؟! آنها در پی آنند که شمارا بیرون از نظام قلمداد کنند تا انتخابات آینده را آنگونه که آمریکایی ها با صراحت اعلام داشته اند به انتخاباتی دو قطبی که یک قطب آن پای در بیرون نظام دارد تبدیل کنند. بدیهی است که حضرتعالی علی رغم انتقادات جدی که به برخی از مواضع و عملکردتان وجود دارد، شخصیتی در حوزه نظام اسلامی هستید همانگونه که آقای مهندس موسوی نیز چنین است. کیهان در پی اثبات این واقعیت است بنابراین اگر هم انتقادی می کند خیرخواهانه و دلسوزانه است حتی اگر لحنی تلخ داشته و گاه با تمثیل ها و لطیفه هایی همراه باشد که فقط تمثیل است و طنز و همانطور که می دانید «مثل عین ممثل» نیست، اما برخی از اطرافیان شما حضرتعالی را بیرون از نظام می پسندند همانها که در گذشته ای نه چندان دور در مقابل شما ایستاده بودند. حالا قضاوت بفرمائید کدام دوست و کدام دشمن است؟

!! نوشته شده توسط سیدعلی | 2:29 | سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 •

راستی هستید یا چپی؟

راست و چپ در دنیا

در نظام سیاسی بین الملل مرسوم است که جناح های سیاسی را به دو دسته راست و چپ تقسیم می کنند. ریشه تاریخی این مساله به پارلمان فرانسه باز می گردد که در آن دو جناح عمده شکل گرفت. یکی از آنها در سمت راست هیات رئیسه و دیگری در سمت چپ هیات رئیسه می نشست. به این ترتیب به راست و چپ مشهور شدند.

در اصطلاح های بین المللی گروه های راست یا محافظه کار گروههایی هستند که خواهان حفظ وضع موجود بوده و از اقتصاد آزاد و دولت حداقلی حمایت می کنند و در زمانی که دنیا به دو بلوک تقسیم شده بود به آمریکا تمایل داشتند.

گروه های چپ گروه هایی هستند که عمدتا به انقلاب و بر هم زدن وضع موجود تمایل داشته و از سیاستهای اقتصادی چپ مانند یارانه، کوپن و... استقبال کرده و با اقتصاد آزاد مخالف هستند. احزاب تندروی چپ طرفدار حذف مالکیت و دولتی شدن تمام یا اکثر عرصه های اقتصادی هستند. این گروه ها در زمانی که دنیا به دو بلوک تقسیم شده بود به آمریکا تمایل داشتند.

تطبیق این تقسیم بندی بین المللی بر احزاب ایران کمی دشوار است.  هرچند تقسیم بندی راست و چپ در ایران نیز به کار می رود ولی منطبق با تقسیم بندی رایج جهانی نیست هرچند کاملا هم بی ارتباط نیست. به خصوص آنکه مواضع برخی احزاب ایران از ابتدای انقلاب تاکنون تغییر یافته است.


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط سیدعلی | 0:1 | سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 •

برخی معنای ناصحیحی از حمایت من از دولت جعل می کنند

مقام معظم رهبري با اشاره به اقدام مسئولان آمريكا در تبريك عيد نوروز به مردم ايران فرمودند: حتي در همين پيام تبريك نيز ملت ايران طرفدار تروريست و دنبال سلاح هسته‌اي خوانده شده است آيا اين تبريك است يا دنباله همان اتهامات؟


به گزارش «فردا» و به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، حضرت آيت ا... خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در اولين روز سال جديد در اجتماع عظيم زائران حرم رضوي و مردم مشهد در بيانات بسيار مهمي، ضمن تشريح "زمينه‌ها و ضرورتهاي پيشرفت و عدالت " و بررسي ابعاد مختلف اصلاح الگوي مصرف ، به تبيين موضوع انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري و همچنين مسئله ايران وامريكا پرداختند و تاكيد كردند: ملت بزرگ و عزيز ايران با توجه به آمادگي‌ها و زمينه‌هاي مثبت موجود، دهه چهارم انقلاب را به گامي بلند و جهشي قابل توجه در روند تحقق آرمان اصيل "پيشرفت و عدالت " تبديل خواهد كرد.

ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط سیدعلی | 9:37 | سه شنبه چهارم فروردین 1388 •

اصول گرا ترین اصلاح طلب واسوه وحدت مسلمین

این روزها همواره بحث دو گرایش، در ادبیات سیاسی انقلاب اسلامی رواج یافته است. هر روز در مطبوعات ،رسانه ها و محافل  مختلف دو  واژه اصول گرایی و اصلاح طلبی تکرار می شوند. این دو نوع نگاه هر کدام  تداعی کننده مواضع ،گرایشها،سلیقه ها،شخصیتها و رویدادهای تاریخی است.این دو اصطلاح سیاسی اگرچه در چند سال اخیر در ادبیات سیاسی کشور رایج شده است، اما نمی توان ریشه های تاریخی و اندیشه آن را در  ایام اخیر جستجو کرد.هر دو گفتمان مزبور، گفتمانهایی خلق الساعه و قائم به ذات در اندیشه سیاسی ایران و اسلام نیستند. بلکه هر دو گفتمان با سابقه نظری خاص خود به ارائه رویکردها،راهبردها و مواضع نسبت به جهان مدرن و هویت اسلامی - ایرانی می پردازند و با مفروضات تحلیلی خود به تبیین و توصیف موقعیت فردی یک شهروند مسلمان ،جامعه،جهان مدرن و ...  اهتمام دارند. گفتمان اصولگرایی رویکردی معطوف به بازگشت به هویت اسلامی، احیا مجدد شریعت ، سنت نبوی و علوی،رویکرد استعمار و غرب ستیزانه  و رویکردی حمایتی از سنتها دارد.در کنار این،  گفتمان اصلاح طلبی دینی بر تعامل بیشتر با جهان مدرن،عقلانیت مدرن ،خرافه ستیزی،گرایش ضد استبدادی و تحول خواه تاکید می ورزد.البته عناصر هر کدام از نظریات صرفا به همان گفتمان محدود نبوده بلکه در گفتمان دیگر نیز دیده می شوند.وجه ممیز هر گفتمان میزان تاکید بر هر یک از عناصر می باشد. 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط سیدعلی | 18:23 | دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 •

آقاجون تسليت عرض مي نماييم

شهادت، عشق است. فرزند غایبش

را سر سلامت بگویید و باران

اشکتان را در بی‏شکیبی انتظار،

بهانه سازید!

!! نوشته شده توسط سیدعلی | 11:22 | پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 •

عرض تسلیت

امام ثامن و گلبانگ عاشقانه رضاست
هر آن که جان به رهش میتپد به خانه رضاست
به پای بوس رضا آمدم ز راه دراز
که جان هستی و دنیای بیکرانه رضاست
چگونه میشود اسرار حق عیان دیدن
ز بیکرانه ی الطاف حق نشانه رضاست
رضا طبیب مریضان بی علاج و دوا
دوای درد و شفابخش جاودانه رضاست
تو ای به بند گرفتار و مستمند و فقیر
از او بخواه که بخشنده ای شهانه رضاست
رضا به نام عزیزت قسم که در همه عمر
همیشه ورد زبانم بدین زمانه رضاست

فرا رسیدن سالروز شهادت هشتمین ستاره سپهر سروری و

سیادت، تجسم رأفت و رأفت مجسم، حضرت ثامن الحجج

علی بن موسی الرضا علیه السلام،راتسلیت عرض می نمائيم

!! نوشته شده توسط سیدعلی | 23:45 | چهارشنبه هفتم اسفند 1387

سر پیامبر در دامان علی علیهماالسلام

پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) در تاریخ 28 صفر سال 10 هجرى در مدینه منوره چشم از جهان فرو بستند و به لقاء الله پیوستند، و این در حالى بود كه سر در سینه برادر خویش على بن ابى طالب (علیه السلام) داشتند: (و لقد قبض رسول الله...): و رسول خدا در حالى قبض روح شد كه سر بر سینه من نهاده بود و جانش در میان دستانم گرفته شد و من دستم را بر چهره ایشان كشیدم و من متولى غسل آن حضرت شدم و ملائكه مرا كمك مى‌كردند، تا آن كه او را در ضریحش به خاک سپردیم ... (1)

و در غم رحلت پیامبر (صلى الله علیه و آله) در حالى كه حضرت را غسل مى‌داد و كفن مى‌كرد، چنین فرمود: (بأبى أنت و أمى یا رسول الله لقد انقطع بموتك...): پدر و مادرم فداى تو اى رسول خدا! همانا با مرگ تو از نعمتى محروم شدیم كه با مرگ دیگران از آن محروم نمى‌شدیم و آن، نعمت نبوت و اخبار آسمانى بود. مصیبت تو آنقدر بزرگ است كه ما را به خاطر تمام مصیبت‌هاى دیگر تسلیت مى‌دهد و از این جهت، تو منحصر به فرد هستى و همه مردم در سوگ تو ماتم‌زده هستند و از این جهت عمومیت دارى و اگر نبود كه تو ما را به صبر امر فرمودى و از جزع و ناله نهى نمودى، سرچشمه‏هاى اشك را خشك مى‌كردیم و درد و غم ما همواره باقى مى‌بود و اندوه ما زدوده نمى‌شد و اینها نیز براى تو اندك است، ولى مرگ را نمى‌توان برطرف كرد، پدر و مادرم فداى تو باد! ما را نزد پروردگارت یاد كن و در خاطر خود نگهدار! (2)

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) لحظاتى پیش از رحلت فرمود: (براى من كاغذ و دواتى بیاورید تا مكتوبى بنویسم كه پس از من گمراه نشوید!) در این لحظه، عمر بن الخطاب گفت: "این مرد هذیان مى‌گوید و بیمارى بر او غلبه كرده است! ما را كتاب خدا بست است!" و شعار "حسبنا كتاب الله" را سر داد كه نقض كننده فرمایش نبى اكرم (صلى الله علیه و آله) إنى تارك فیكم الثقلین... از همان مجلس ریشه گرفت.

پس از آن، در حالى كه على (علیه السلام) هنوز در حال غسل و تدفین پیامبر بود، گروهى در محلى به نام (سقیفه) جمع شدند و در امر خلافت نزاع آغاز كردند و سرانجام ابوبكر را به عنوان خلیفه برگزیده، با او بیعت كردند و این، آغاز مسیرى بود كه به نوبه خود نتایجى به همراه داشت.

منبع:سر رسول خدابردامان ولی خدا

http://www.salam-s.blogfa.com/post-62.aspx

 

!! نوشته شده توسط سیدعلی | 18:9 | دوشنبه پنجم اسفند 1387 •

چهل روز گذشت

چهل روز گذشت. نه اشک‏ها در چشم دوام آوردند، نه حرف‏ها بر زبان! روایت درد، آسان نیست. خاک‏های بیابان می‏دانند که سیلی آفتاب یعنی چه؟

تشنگی را باید از ریگ‏های ساحل پرسید تا بگویند آب به چه می‏ارزد؟

هم کوفه از سکوت پر بود و هم شام. تنگ راه‏های شام، انتظار کشیدند تا صدای قدم‏های کسی بگذرد و دریغ! مسلمانان شهر بیگانه‏اند، غریبه‏اند با برادران خویش! حرف‏ها فاسد شده‏اند پشت میله‏های زندان سینه‏ها. دستی بیرون نمی‏آید که سلامی را پاسخ دهد. فریاد را از قاموس کوفه و شام ربوده‏اند. اراده‏ها را چپاول کرده‏اند. دست‏ها را بریده‏اند. به آدم‏ها یاد داده‏اند خم و راست شوند. کسی نمی‏داند شجاعت چیست و جوان‏مردی را با کدام قلم می‏نویسند؟ چهل روز گذشت؛ نه از آب خبری شد، نه بابا! آسایش از فراز سرمان پر کشیده بود. چشم‏هایمان به تاریکی خرابه عادت کرده بود. اشک‏هایمان را چهل روز است که نشسته‏ایم! چهل روز است که از پا ننشسته‏ایم. زنجیر بر دست‏هایمان نهادند و در میدان‏های شهر گرداندند؛ غافل که چلچراغ را به دیار شب می‏برند. خواب کودکانمان را آشفتند تا بر مصیبت‏مان بیفزایند؛ غافل که ما صبر را سال‏هاست می‏شناسیم؛ ما صبر را در خانه علی علیه‏السلام آموخته‏ایم.

از دشنه و دشنام کم نگذاشتند. از «گرد و خاک کردن» کم نگذاشتند تا حقیقت پاکی‏مان پوشیده شود؛ ولی چه باک! حقیقت، بی‏نیاز از این گرد و خاک کردن‏هاست. حضرت دوست اگر با ماست، چه باک از این همه دشمنی! زبان‏ها را دستور به سکوت دادند؛ ولی آنچه البته نمی‏پاید، سکوت است.

قلب‏ها را نتوانستند باز دارند از اندوه.

مغزها را نتوانستند باز دارند از تأمل. خطبه‏های زین العابدین علیه‏السلام قیام کرده بود و قد برافراشته بود در جمعیت تا پیام‏رسان خون تو باشد. طنین شهادت تو، پرده‏ها را لرزاند، ریسمان‏ها را گسیخت و قلب‏ها را گشود؛

چهل روز گذشت. اما چهل سال دیگر چهارصد سال،... هم بگذرد، صدای «هل من ناصر» تو بی‏جواب نخواهد ماند.روزگار این چنین نخواهد ماند  دولتِ ظالمین نخواهد ماند

قرن‏ها می‏روند و می‏آیند  پرچمت بر زمین نخواهد ماند

من همان زینبم!

!! نوشته شده توسط سیدعلی | 20:14 | یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 •

تا فردا ...

هر سال دهه فجر که میاد، منتظرم تا 22 بهمن برسه

صبح زود از خواب پاشم، تلویزیون را روشن کنم

                          و صبحم رو با این سرود انقلابی شروع کنم :

                                           هوا دلپذیر شد، گل از خاک بردمید....

همش نگام به ساعته تا زودتر ساعت راهپیمایی شروع  بشه و باخانواده بریم برای راهپیمایی

نمی دونم چرا انقدر شوق دارم

هم سن و سالام شاید حرفمو خوب بفهمند

دوستدارم برم بین جمعیت و شعار بدم

                                           22بهمن ماه    یوم الله یوم الله...

احساس غرور می کنم

دوست دارم فریاد بزنم

            آهای اهالی زمین

                   آهای آمریکاییا

                            آهای اسرائیلیا

اینجا ایرانه

اینام مردمن

همه اومدن تا سالگرد پیروزی انقلاب رو جشن بگیرن

کجان اونا که می گن این مردم انقلابشون رو دوست ندارن

  کجان؟

احساس دین می کنم

... اگر کربلا نبودم تا امام حسین را یاری کنم...

دوست دارم حالا که نبودم تا اون زمان امامم رایاری کنم

دراین مقطع زمانی که تمام بندگان زر و زوردست دردست هم دادندتااین نهضت

و انقلاب حسینی رابه چالش بکشندباحضورخودر تمام صحنه هاازوارث ومدافع

           نهضت حسین یعنی انقلاب خمینی دفاع کنم

حالا بیام از انقلابم دفاع کنم، از رهبرم حمایت کنم

 

                         بگم لبیک یا خامنه ای

جمله ای که شاید آرزوی شهدا باشد که در میان این جمعیت بودند و با من فریاد میزدند.

و از ثمره خونشان دفاع می کردند و به آن افتخار می کردن

یقینا هم همین طور است، آنها هم با من و تو شعار می دهند

اگر لحظه ای سکوت کنی و خوب گوش بدی.............. صدایشان را می شنوی

قطعا این روز دل امام و شهدا شاده

نه تنها دل امام و شهدا، دل امام زمان هم شاده

همیشه 22 بهمن برام یه خاطره خوب بوده

                         امسال می خام بهترین خاطره ام باشه

به همراه شما....

!! نوشته شده توسط سیدعلی | 3:15 | دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 •

آمده بود...!

آمده بود با شولايي پر از مرحمت کبريا، و دلي به عمق و وسعت دريا و دستاني پر معجزه و توانا...
آمده بود تا ناقصان ظلمت خاک را به افلاک راه نماياند، تا فرش را به عرش پيوند زند، تا از ناسوت راهي به سوي ملکوت خدا بگشايد، تا خفتگان را از گورستان غفلت برخيزاند و تا در تن مردگان روح حيات دمد.
آري او آمده بود تا با بانگي بلند و صدايي رسا بگويد: قرآن تنها کتاب تزيين قبور مردگان نيست!

ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط سیدعلی | 19:11 | یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 •

امام حسین علیه السلام امروزکجاست؟

كاروان حسین علیه السلام همچنان به راه خویش می رود تا منزلگاه « قصر بنی مقاتل » (بیست و سومین منزل تا کربلا) و تا سرزمین طف هنوز یک منزل پیش روی اوست.

اینجا یك بار دیگر شب را فرود آمده اند تا در ساعات آخر شب باز مشك ها را پر آب كنند و رحل بردارند.

«عقبه بن سمعان» گوید : هنوز از قصر بنی مقاتل چندان فاصله نگرفته بودیم كه آوای استرجاع امام در گوش شب پیچید : انا لله و انا الیه راجعون و الحمد لله رب العالمین ... و چند بار تكرار شد . كلام « استرجاع » نشانه ی  آن است كه قائل را امری عظیم پیش آمده است . مگر امام را چه پیش آمده بود ؟

حضرت علی اكبر خود را شتابان به موكب امام رساند تا علت این امر را دریابد .امام فرمود:‌« هم اكنون خواب لحظه ای مرا در ربود وسواری بر من ظاهر شد كه می گفت : این قوم می روند و مرگ نیز با آنان همراهی میكند. دانستم این خبر مرگ ماست كه می دهند.» علی اكبر پرسید: « خدا بد نیاورد ، مگر ما بر حق نیستیم ؟» و امام فرمود : « آری ، والله كه ما جز به راه حق نمی رویم . » علی اكبر گفت :


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط سیدعلی | 13:0 | جمعه سیزدهم دی 1387 •

لبيك ياحسين علیه السلام (غزه درخون وخاک وبی غیرتی سران عرب)

درست یک روز مانده به محرم الحرام و  یادآوری حادثه عاشورا، رژیم جعلي ومنفور وپليد صهیونیستی صحرای کربلا را این بار در نوار غزه به راه انداخته و کودکان و مردان و زنان بی گناه را با تیرهای آتشین به شهادت می رساند.اکنون جنایت به تمامی عیان شده است؛ جنگنده های اف 16 رژیم غاصب وتروريستي صهیونیست به صورت همزمان پایگاه­های نظامی و غیر نظامی حماس از شمال غزه تا مرکز و جنوب را هدف قرار دادند و طی آن بیش از صدها نفر شهید و زخمی شدند.  قتل عام و نسل کشی رژیم كثيف ووحشيگر صهیونیستی در حالی با شدت آغاز شده که دیر زمانی است مردم غزه در محاصره همه جانبه رژیم اشغالگر صهیونیستی از یک سو و بستن درها و مرزها از سوی جوامع اسلامی رو به رو شده­اند. درست دو روز بعد از ملاقات وزیر خارجه  رژیم جعلي صهیونیستی با حسنی مبارک خائن وكافر در مصر حملات این رژیم به مردمان بی دفاع و بی پناه غزه آغاز شد. جنایتی که اکنون در غزه در حال رخ دادن است یکی از  فجیع ترین حوادث در تاریخ سیاسی فلسطین خواهد بود و نقطه ننگی  در کارنامه سیاسی دولت های عربی که با سکوت، بی تفاوتی و همکاری و همیاری با تل آویو به پایمال کردن خون کودکان، زنان و مردان غزه دست زده­اند. رژیم وحشيگرصهیونیستی بعد از شکست های پیاپی از مقاومت و در پی بحران­های شدید داخلی و رسوایی­های مقامات دولتی در صدد راهی برای نجات خود و تغییر توجه افکار عمومی است. در چنین شرایطی است که حماس و مردم بی گناه غزه آماج تهاجم قرار گرفتند تا اشغالگران مسجد الاقصی به دنبال انحراف افکار عمومی و تهییج توده های یهودی برای کشاندن به پای صندوق های رای برآیند. اکنون می توان به اخبار منابعی که می گفتند ملاقات لیونی و مبارک در واقع هماهنگی و اطمینان از عدم مداخله مصر در کشتار غزه و باز نکردن باریکه رفح بوده، ایمان آورد.
ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط سیدعلی | 22:13 | یکشنبه هشتم دی 1387 •

مأموریت الهی غدير قدیسی برتارک تاریخ

پيامبر گرامى (ص ) در سال دهم هجرت براى انجام فريضه و تعليم مراسم حج به مكه عزيمت كرد. اين بار انجام اين فريضه با آخرين سال عمر پيامبر عزيز مصادف شد و از اين جهت آن را <حجة الوداع > ناميدند. افرادى كه به شوق همسفرى و يا آموختن مراسم حج همراه آن حضرت بودند تا صد و بيست هزار تخمين زده شده اند.
مراسم حج به پايان رسيد و پيامبر اكرم (ص ) راه مدينه را, در حالى كه گروهى انبوه او را بدرقه مى كردند و جزكسانى كه در مكه به او پيوسته بودند همگى در ركاب او بودند, در پيش گرفت . چون كاروان به پهنهء بى آبى به نام <غديرخم > رسيد كه در سه ميلى <جحفه >() قرار دارد, پيك وحى فرود آمد و به پيامبر فرمان توقف داد.پيامبر نيز دستور داد كه همه از حركت باز ايستند و بازماندگان فرا رسند.


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط سیدعلی | 0:43 | شنبه بیست و سوم آذر 1387 •

بسيج شجره طیبه

«سخنان معماركبيرانقلاب حضرت امام خميني ره ‏»

( رحمت و بركات خداوند بزرگ بر بسيج مستضعفان كه بحق پشتوانه‏انقلاب اسلامى است و به كوشش ارزنده خود ادامه داده وبحمدالله‏تعالى با همت جوانان برومند و داوطلبان گروه ميليونى،رزمنده تربيت و اميد آن است كه با شركت فعال قشرهاى معظم ملت‏و شور و شعفى كه در جوانان عزيز از بركت اسلام مشاهده مى‏شودارتش 20 ميليونى كه نگهبان جمهورى اسلامى و كشور عزيز از شرجهانخواران متجاوز است تحقق يابد.


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط سیدعلی | 22:9 | شنبه دوم آذر 1387 •

عامل فتنه در میان اصولگرایان کیست؟

برخي از شواهد و قرائن موجود از حضور احتمالي «افراسياب» يا «افراسياب»ها در جبهه اصولگرايان حكايت مي كند. كساني كه كارشان نه فقط به دلسوزي نمي ماند، بلكه به نفوذي ها شبيه ترند و در خوشبينانه ترين احتمال، منافع شخصي خود را بر منافع نظام، مردم و اصولگرايان ترجيح مي دهند.
 
 مأموريت اين افراسياب يا افراسياب ها، دشمن نمايي دوستان و دوست نمايي دشمنان است. امام راحل ما(ره) در پاسخ به نامه آقاي محمدعلي انصاري كه منشور برادري نام با مسمايي براي آن است، از اين عده با عنوان «واسطه ها» ياد مي كرده و مي فرمودند؛«بايد از واسطه هايي كه فقط كارشان القاي بدبيني نسبت به جناح مقابل- در اينجا بخوانيد طرف مقابل از يك جناح-است، پرهيز نمود. شما آنقدر دشمنان مشترك داريد كه بايد با همه توان در برابر آنان بايستيد.»

ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط سیدعلی | 23:22 | سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 •